buka

[ایالات متحده]/ˈbuːkə/
[بریتانیا]/ˈbuːkə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نامی از جزیره نیو گینی و از کشور ازبکستان
شکل‌های واژه
جمعbukas

جملات نمونه

the restaurant's buka time is at eleven am.

ساعت باز کردن رستوران در ساعت یازده صبح است.

we need to buka the window for fresh air.

ما نیاز داریم پنجره را باز کنیم تا هوا تازه وارد شود.

the market will buka early tomorrow morning.

بازار فردا صبح زود باز خواهد شد.

please do not buka the gift until the party starts.

لطفاً تا زمان شروع جشن تهدید نکنید.

the new boutique had its buka ceremony yesterday evening.

بازیابی جدید دیروز شب با یک مراسم باز کردن انجام شد.

they always buka their doors for the community during emergencies.

آنها همیشه در مواقع اضطراری درب خود را برای جامعه باز می کنند.

she plans to buka a vegan cafe near the university campus.

او قصد دارد یک کافه وگن را در نزدیکی کampus دانشگاه باز کند.

the convenience store has not buka yet today due to the holiday.

دیروز به دلیل تعطیل، فروشگاه اینترنتی هنوز باز نشده است.

we must buka our minds to different perspectives and cultures.

ما باید ذهن خود را به نگاه های مختلف و فرهنگ ها باز کنیم.

the festival marks the official buka of the fasting month.

این جشنگاه رسمی باز کردن ماه روزه را نشان می دهد.

he tends to buka up whenever he visits his grandmother.

او هر زمان که به نانا خود مراجعه می کند، باز می شود.

the event will buka with a traditional dance performance.

این رویداد با یک نمایش رقص سنتی آغاز می شود.

can you please help me buka this stubborn jar lid.

لطفاً کمک کنید تا این پوشش جعبه سخت را باز کنم.

the art gallery will buka to visitors next week on tuesday.

گالری هنری آینده دوشنبه برای بازدید کنندگان باز خواهد شد.

the restaurant's buka hours change during the holiday season.

ساعت باز کردن رستوران در فصل تعطیلی تغییر می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید