bumbling

[ایالات متحده]/'bʌmb(ə)lɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. وانمود کردن به اینکه شایسته است; دست و پا چلفتی; دخالت کردن
v. ایجاد صدای وز وز کردن

جملات نمونه

He kept bumbling on about something.

او مدام به طرز نامطمینی در مورد چیزی صحبت می‌کرد.

flies bumbling against the open jam jar;

مگس‌ها با حالتی نامطمینی به سمت شیشه‌ مربا باز می‌خزند.

I could hear my father bumbling about downstairs.

من می‌توانستم صدای پدرم را بشنوم که به طرز نامطمینی پایین در حال صحبت کردن بود.

a film of two sisters bumbling around their home, making tea

فیلمی از دو خواهر که به طرز نامطمینی در حال چرخیدن در خانه خود و درست کردن چای هستند.

"The old lady kept bumbling on about something, but nobody could understand her."

"همان پیرزن مدام به طرز نامطمینی در مورد چیزی صحبت می‌کرد، اما هیچ کس نمی‌توانست حرفش را بفهمد.".

All bumbling conjurers, clumsy squires, no-talent bards, and cowardly thieves in the land will be pre-emotively put to death.

تمام شعبده‌بازان نامطمئن، اشراف دست و پا چلفتی، شاعران بی‌استعداد و دزدان ترسو در این سرزمین، پیش از انجام جرم اعدام خواهند شد.

نمونه‌های واقعی

And he cultivates this everyman image of being chronically underprepared and even bumbling.

او سعی می‌کند تصویری از یک انسان معمولی را نشان دهد که دائماً غفلت دارد و حتی دست و پا چلفتی است.

منبع: NPR News July 2019 Collection

Mr Johnson is the favourite, but his bumbling style seems odd at a time of crisis.

آقای جانسون مورد علاقه است، اما سبک دست و پا چلفتی او در زمان بحران عجیب به نظر می‌رسد.

منبع: The Economist (Summary)

Yeah. - Fantastic. - None of them are moving particularly quickly, they're all just bumbling around together, really.

بله. - عالی. - هیچکدام به سرعت خاصی حرکت نمی‌کنند، همه فقط به صورت دست و پا چلفتی دور هم می‌چرخند، واقعاً.

منبع: The Secret Life of Cats

Other people think they're kind of bumbling and cute, and they'll walk up and take a selfie.

بعضی دیگر فکر می‌کنند که آنها تا حدودی دست و پا چلفتی و بامزه هستند و به سمت آنها می‌روند و سلفی می‌گیرند.

منبع: TED Radio Hour

You're the victim here... hapless, bumbling, et cetera.

شما اینجا قربانی هستید... درمانده، دست و پا چلفتی و غیره.

منبع: We Bare Bears Season 2

But he's not a very good carpenter;he's what we might call a bumbling carpenter.

اما او یک نجار خوب نیست؛ او کسی است که ما ممکن است او را یک نجار دست و پا چلفتی بنامیم.

منبع: 2012 English Cafe

Will this 30 day caffeine detox destroy my productivity completely and turn me into a bumbling idiot if I wasn't a bumbling idiot already?

آیا سم زدگی کافئین 30 روزه به طور کامل بهره وری من را از بین می‌برد و مرا به یک احمق دست و پا چلفتی تبدیل می‌کند اگر من از قبل یک احمق دست و پا چلفتی نبودم؟

منبع: 30-Day Habit Formation Plan

So I read him unchallenging things, like the misadventures of the bumbling Mullah Nasruddin and his donkey.

بنابراین من برایش چیزهای چالش‌برانگیز نمی‌خوانم، مانند ماجراهای ملاح نصرالدین دست و پا چلفتی و الاغش.

منبع: The Kite Runner

There are more than 20, 000 different species of bees buzzing around all over the world, and those bumbling insects are also maybe the most important pollinator.

بیش از 20000 گونه مختلف زنبور در سراسر جهان در حال وزوز هستند و این حشرات دست و پا چلفتی احتمالاً مهم‌ترین گرده‌افشان هستند.

منبع: One Hundred Thousand Whys

Well, he had a couple of bumbling accidents in week one, but by midseason there's a chance that Etn snaps are going down while Gibbs are going up.

خب، او در هفته اول چند تصادف دست و پا چلفتی داشت، اما در اواسط فصل این احتمال وجود دارد که عکس‌های Etn کاهش یابند در حالی که عکس‌های Gibbs افزایش می‌یابند.

منبع: Fantasy Football Player

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید