burks

[ایالات متحده]/bɜːrk/
[بریتانیا]/bərk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سلاح گرم، معمولاً یک شاتگان یا تفنگ؛ اصطلاح غیررسمی برای شخصی که به عنوان فردی عجیب، غیرمعمول یا غیرمتعارف در نظر گرفته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

burk out

بیرون کردن

burk it

بیرون آن را

burk off

بیرون خاموش

burk up

بیرون بالا

burk down

بیرون پایین

burk away

بیرون دور

burk around

بیرون اطراف

burk back

بیرون عقب

burk through

بیرون از طریق

burk for

بیرون برای

جملات نمونه

he decided to burk the meeting to next week.

او تصمیم گرفت جلسه را به هفته آینده به تعویق بیندازد.

don't burk your responsibilities; take them seriously.

وظایف خود را به تعویق نیندازید؛ آنها را جدی بگیرید.

she tried to burk the conversation with humor.

او سعی کرد با طنز، مکالمه را به تعویق بیندازد.

it's important not to burk your studies.

مهم است که تحصیلات خود را به تعویق نیندازید.

he burked his chance at promotion by being late.

او با دیر رسیدن، شانس خود را برای ارتقا به تعویق انداخت.

burking the issue won't make it go away.

به تعویق انداختن مشکل باعث نمی‌شود که از بین برود.

they decided to burk the project until they had more information.

آنها تصمیم گرفتند پروژه را تا زمانی که اطلاعات بیشتری داشتند به تعویق بیندازند.

she burked her feelings instead of expressing them.

او به جای بیان آنها، احساسات خود را به تعویق انداخت.

he tends to burk his emotions during tough times.

او معمولاً در زمان‌های سخت احساسات خود را به تعویق می‌اندازد.

don't burk your potential; strive for greatness.

پتانسیل خود را به تعویق نیندازید؛ برای بزرگی تلاش کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید