busied schedule
برنامه شغالى
busied lifestyle
سبک زندگی پرمشغله
busied mind
ذهن مشغول
busied hands
دستهای مشغول
busied work
کار پرمشغله
busied days
روزهای پرمشغله
busied life
زندگی پرمشغله
busied tasks
وظایف پرمشغله
busied moments
لحظات پرمشغله
she busied herself with the preparations for the party.
او خود را با آمادهسازی برای مهمانی مشغول کرد.
they busied their minds with various projects.
آنها ذهن خود را با پروژههای مختلف مشغول کردند.
he busied his hands while waiting for the train.
او در حالی که منتظر قطار بود، دستهای خود را مشغول کرد.
we busied ourselves with cleaning the house.
ما خودمان را با تمیز کردن خانه مشغول کردیم.
the children busied themselves with their toys.
کودکان خود را با اسباببازیهایشان مشغول کردند.
she busied her schedule with back-to-back meetings.
او برنامه خود را با جلسات پشت سر هم پر کرد.
he busied himself reading during the long flight.
او در طول پرواز طولانی خود را با خواندن مشغول کرد.
they busied themselves preparing for the big presentation.
آنها خود را برای ارائه بزرگ آماده کردند.
the artist busied himself with his latest sculpture.
هنرمند خود را با آخرین مجسمهاش مشغول کرد.
she busied her thoughts with future plans.
او افکار خود را با برنامههای آینده مشغول کرد.
busied schedule
برنامه شغالى
busied lifestyle
سبک زندگی پرمشغله
busied mind
ذهن مشغول
busied hands
دستهای مشغول
busied work
کار پرمشغله
busied days
روزهای پرمشغله
busied life
زندگی پرمشغله
busied tasks
وظایف پرمشغله
busied moments
لحظات پرمشغله
she busied herself with the preparations for the party.
او خود را با آمادهسازی برای مهمانی مشغول کرد.
they busied their minds with various projects.
آنها ذهن خود را با پروژههای مختلف مشغول کردند.
he busied his hands while waiting for the train.
او در حالی که منتظر قطار بود، دستهای خود را مشغول کرد.
we busied ourselves with cleaning the house.
ما خودمان را با تمیز کردن خانه مشغول کردیم.
the children busied themselves with their toys.
کودکان خود را با اسباببازیهایشان مشغول کردند.
she busied her schedule with back-to-back meetings.
او برنامه خود را با جلسات پشت سر هم پر کرد.
he busied himself reading during the long flight.
او در طول پرواز طولانی خود را با خواندن مشغول کرد.
they busied themselves preparing for the big presentation.
آنها خود را برای ارائه بزرگ آماده کردند.
the artist busied himself with his latest sculpture.
هنرمند خود را با آخرین مجسمهاش مشغول کرد.
she busied her thoughts with future plans.
او افکار خود را با برنامههای آینده مشغول کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید