bygones

[ایالات متحده]/baɪˈɡoʊnz/
[بریتانیا]/byˈgoʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رویدادهای گذشته، به ویژه ناخوشایند (جمع bygone).; رویدادها یا شکایات گذشته (جمع bygone).

عبارات و ترکیب‌ها

let bygones be

بگذارید مسائل گذشته به حال خود رها شوند

bygones are bygones

گذشته‌ها گذشته‌اند

forgive bygones

گذشته‌ها را ببخشید

bury bygones

گذشته‌ها را فراموش کنید

forget bygones

گذشته‌ها را فراموش کنید

bygones aside

گذشته‌ها را کنار بگذارید

move past bygones

از گذشته عبور کنید

leave bygones behind

گذشته‌ها را پشت سر بگذارید

reconcile bygones

آشتی با گذشته

acknowledge bygones

به رسمیت شناختن گذشته

جملات نمونه

let's put our bygones behind us and move forward.

بیایید گذشته‌ها را پشت سر بگذاریم و به جلو حرکت کنیم.

it's important to forgive and forget the bygones.

بخشیدن و فراموش کردن گذشته‌ها مهم است.

bygones should not affect our current relationship.

گذشته‌ها نباید بر رابطه فعلی ما تأثیر بگذارند.

she decided to let bygones be bygones after their argument.

او تصمیم گرفت پس از بحث آنها گذشته‌ها را پشت سر بگذارد.

we all have our bygones; it's time to move on.

ما همه گذشته‌هایی داریم؛ زمان آن رسیده که به جلو برویم.

they agreed to leave their bygones in the past.

آنها با هم موافقت کردند که گذشته‌های خود را در گذشته رها کنند.

bygones can sometimes teach us valuable lessons.

گذشته‌ها گاهی اوقات می‌توانند درس‌های ارزشمندی به ما آموزش دهند.

he reminded her that bygones are just that—bygones.

او به او یادآوری کرد که گذشته‌ها فقط همان گذشته‌ها هستند.

let's focus on the present and forget the bygones.

بیایید روی حال حاضر تمرکز کنیم و گذشته‌ها را فراموش کنیم.

they chose to embrace the future and let bygones fade away.

آنها تصمیم گرفتند آینده را در آغوش بگیرند و اجازه دهند گذشته‌ها محو شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید