let bygones be
بگذارید مسائل گذشته به حال خود رها شوند
bygones are bygones
گذشتهها گذشتهاند
forgive bygones
گذشتهها را ببخشید
bury bygones
گذشتهها را فراموش کنید
forget bygones
گذشتهها را فراموش کنید
bygones aside
گذشتهها را کنار بگذارید
move past bygones
از گذشته عبور کنید
leave bygones behind
گذشتهها را پشت سر بگذارید
reconcile bygones
آشتی با گذشته
acknowledge bygones
به رسمیت شناختن گذشته
let's put our bygones behind us and move forward.
بیایید گذشتهها را پشت سر بگذاریم و به جلو حرکت کنیم.
it's important to forgive and forget the bygones.
بخشیدن و فراموش کردن گذشتهها مهم است.
bygones should not affect our current relationship.
گذشتهها نباید بر رابطه فعلی ما تأثیر بگذارند.
she decided to let bygones be bygones after their argument.
او تصمیم گرفت پس از بحث آنها گذشتهها را پشت سر بگذارد.
we all have our bygones; it's time to move on.
ما همه گذشتههایی داریم؛ زمان آن رسیده که به جلو برویم.
they agreed to leave their bygones in the past.
آنها با هم موافقت کردند که گذشتههای خود را در گذشته رها کنند.
bygones can sometimes teach us valuable lessons.
گذشتهها گاهی اوقات میتوانند درسهای ارزشمندی به ما آموزش دهند.
he reminded her that bygones are just that—bygones.
او به او یادآوری کرد که گذشتهها فقط همان گذشتهها هستند.
let's focus on the present and forget the bygones.
بیایید روی حال حاضر تمرکز کنیم و گذشتهها را فراموش کنیم.
they chose to embrace the future and let bygones fade away.
آنها تصمیم گرفتند آینده را در آغوش بگیرند و اجازه دهند گذشتهها محو شوند.
let bygones be
بگذارید مسائل گذشته به حال خود رها شوند
bygones are bygones
گذشتهها گذشتهاند
forgive bygones
گذشتهها را ببخشید
bury bygones
گذشتهها را فراموش کنید
forget bygones
گذشتهها را فراموش کنید
bygones aside
گذشتهها را کنار بگذارید
move past bygones
از گذشته عبور کنید
leave bygones behind
گذشتهها را پشت سر بگذارید
reconcile bygones
آشتی با گذشته
acknowledge bygones
به رسمیت شناختن گذشته
let's put our bygones behind us and move forward.
بیایید گذشتهها را پشت سر بگذاریم و به جلو حرکت کنیم.
it's important to forgive and forget the bygones.
بخشیدن و فراموش کردن گذشتهها مهم است.
bygones should not affect our current relationship.
گذشتهها نباید بر رابطه فعلی ما تأثیر بگذارند.
she decided to let bygones be bygones after their argument.
او تصمیم گرفت پس از بحث آنها گذشتهها را پشت سر بگذارد.
we all have our bygones; it's time to move on.
ما همه گذشتههایی داریم؛ زمان آن رسیده که به جلو برویم.
they agreed to leave their bygones in the past.
آنها با هم موافقت کردند که گذشتههای خود را در گذشته رها کنند.
bygones can sometimes teach us valuable lessons.
گذشتهها گاهی اوقات میتوانند درسهای ارزشمندی به ما آموزش دهند.
he reminded her that bygones are just that—bygones.
او به او یادآوری کرد که گذشتهها فقط همان گذشتهها هستند.
let's focus on the present and forget the bygones.
بیایید روی حال حاضر تمرکز کنیم و گذشتهها را فراموش کنیم.
they chose to embrace the future and let bygones fade away.
آنها تصمیم گرفتند آینده را در آغوش بگیرند و اجازه دهند گذشتهها محو شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید