cabbaging

[ایالات متحده]/ˈkæbɪdʒɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkæbɪdʒɪŋ/

ترجمه

n. عمل احمقانه یا به طرز مضر به خود عمل کردن. ; نوعی کلم، مانند کلم بروکسل یا کلم پیچ. ; مغز (زبان عامیانه).

عبارات و ترکیب‌ها

cabbaging off

حذف کردن

cabbaging ideas

ایده‌پردازی کردن

cabbaging techniques

تکنیک‌پردازی کردن

cabbaging content

محتواسازی کردن

cabbaging others

حذف کردن دیگران

cabbaging styles

سبک‌پردازی کردن

cabbaging work

کار کردن

cabbaging methods

روش‌پردازی کردن

cabbaging projects

پروژه پردازی کردن

cabbaging trends

روندهای حذف کردن

جملات نمونه

he spent the afternoon cabbaging in the garden.

او بعد از ظهر در باغ مشغول کابل‌بایینگ بود.

cabbaging is a great way to relax on weekends.

کابل‌بایینگ راهی عالی برای استراحت در آخر هفته هاست.

she enjoys cabbaging with her friends at the park.

او از کابل‌بایینگ با دوستانش در پارک لذت می برد.

the kids were cabbaging around the playground.

بچه ها در حال کابل‌بایینگ در اطراف زمین بازی بودند.

after work, he often finds himself cabbaging at home.

بعد از کار، او اغلب متوجه می شود که در خانه مشغول کابل‌بایینگ است.

cabbaging can be a fun way to spend a rainy day.

کابل‌بایینگ می تواند راهی سرگرم کننده برای گذراندن یک روز بارانی باشد.

they were cabbaging while waiting for their flight.

آنها در حالی که منتظر پرواز خود بودند، مشغول کابل‌بایینگ بودند.

he was cabbaging on the couch, watching tv.

او روی مبل مشغول کابل‌بایینگ بود و تلویزیون تماشا می‌کرد.

she loves cabbaging with a good book.

او عاشق کابل‌بایینگ با یک کتاب خوب است.

cabbaging at the coffee shop is her favorite pastime.

کابل‌بایینگ در کافه، سرگرمی مورد علاقه اوست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید