cabbaging off
حذف کردن
cabbaging ideas
ایدهپردازی کردن
cabbaging techniques
تکنیکپردازی کردن
cabbaging content
محتواسازی کردن
cabbaging others
حذف کردن دیگران
cabbaging styles
سبکپردازی کردن
cabbaging work
کار کردن
cabbaging methods
روشپردازی کردن
cabbaging projects
پروژه پردازی کردن
cabbaging trends
روندهای حذف کردن
he spent the afternoon cabbaging in the garden.
او بعد از ظهر در باغ مشغول کابلبایینگ بود.
cabbaging is a great way to relax on weekends.
کابلبایینگ راهی عالی برای استراحت در آخر هفته هاست.
she enjoys cabbaging with her friends at the park.
او از کابلبایینگ با دوستانش در پارک لذت می برد.
the kids were cabbaging around the playground.
بچه ها در حال کابلبایینگ در اطراف زمین بازی بودند.
after work, he often finds himself cabbaging at home.
بعد از کار، او اغلب متوجه می شود که در خانه مشغول کابلبایینگ است.
cabbaging can be a fun way to spend a rainy day.
کابلبایینگ می تواند راهی سرگرم کننده برای گذراندن یک روز بارانی باشد.
they were cabbaging while waiting for their flight.
آنها در حالی که منتظر پرواز خود بودند، مشغول کابلبایینگ بودند.
he was cabbaging on the couch, watching tv.
او روی مبل مشغول کابلبایینگ بود و تلویزیون تماشا میکرد.
she loves cabbaging with a good book.
او عاشق کابلبایینگ با یک کتاب خوب است.
cabbaging at the coffee shop is her favorite pastime.
کابلبایینگ در کافه، سرگرمی مورد علاقه اوست.
cabbaging off
حذف کردن
cabbaging ideas
ایدهپردازی کردن
cabbaging techniques
تکنیکپردازی کردن
cabbaging content
محتواسازی کردن
cabbaging others
حذف کردن دیگران
cabbaging styles
سبکپردازی کردن
cabbaging work
کار کردن
cabbaging methods
روشپردازی کردن
cabbaging projects
پروژه پردازی کردن
cabbaging trends
روندهای حذف کردن
he spent the afternoon cabbaging in the garden.
او بعد از ظهر در باغ مشغول کابلبایینگ بود.
cabbaging is a great way to relax on weekends.
کابلبایینگ راهی عالی برای استراحت در آخر هفته هاست.
she enjoys cabbaging with her friends at the park.
او از کابلبایینگ با دوستانش در پارک لذت می برد.
the kids were cabbaging around the playground.
بچه ها در حال کابلبایینگ در اطراف زمین بازی بودند.
after work, he often finds himself cabbaging at home.
بعد از کار، او اغلب متوجه می شود که در خانه مشغول کابلبایینگ است.
cabbaging can be a fun way to spend a rainy day.
کابلبایینگ می تواند راهی سرگرم کننده برای گذراندن یک روز بارانی باشد.
they were cabbaging while waiting for their flight.
آنها در حالی که منتظر پرواز خود بودند، مشغول کابلبایینگ بودند.
he was cabbaging on the couch, watching tv.
او روی مبل مشغول کابلبایینگ بود و تلویزیون تماشا میکرد.
she loves cabbaging with a good book.
او عاشق کابلبایینگ با یک کتاب خوب است.
cabbaging at the coffee shop is her favorite pastime.
کابلبایینگ در کافه، سرگرمی مورد علاقه اوست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید