cabled

[ایالات متحده]/[ˈkeɪbld]/
[بریتانیا]/[ˈkeɪbld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (past tense of cable) به ارسال پیام از طریق کابل؛ به متصل کردن یا فراهم کردن با کابل.
adj. متصل به یا حاوی کابل.

عبارات و ترکیب‌ها

cabled transmission

ارسال کابلی

cabled lines

خطوط کابلی

he cabled it

او آن را از طریق کابل ارسال کرد

cabled report

گزارش کابلی

they cabled back

آنها پاسخ را از طریق کابل ارسال کردند

cabled network

شبکه کابلی

cabled connection

اتصال کابلی

she cabled home

او از طریق کابل به خانه پیام فرستاد

جملات نمونه

the reporter cabled a detailed story from the war zone.

گزارشگر از منطقه جنگی یک داستان مفصل به خبرگزاری‌ها فرستاد.

we cabled the funds to their overseas account.

ما وجوه را به حساب بین‌المللی آن‌ها واریز کردیم.

the old house was cabled with intricate wiring.

خانه قدیمی با سیم‌کشی پیچیده سیم‌کشی شده بود.

she cabled her parents about her safe arrival.

او به والدینش خبر رسیدن سالم خود را فرستاد.

the mountain climbers cabled their request for rescue.

کوهنوردان درخواست نجات خود را فرستادند.

he cabled instructions to the branch office.

او دستورالعمل‌ها را به دفتر شعبه فرستاد.

the ship was cabled to the mainland for supplies.

کشتی برای تامین تدارکات به سرزمین اصلی فرستاده شد.

the company cabled a message of condolence.

شرکت یک پیام تسلیت فرستاد.

they cabled their gratitude for the assistance.

آن‌ها قدردانی خود را برای کمک فرستادند.

the museum was cabled with security alarms.

موزه با سیستم‌های اعلام هشدار امنیتی سیم‌کشی شده بود.

the engineers cabled the new power lines.

مهندسان خطوط برق جدید را سیم‌کشی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید