cached data
دادههای کش شده
cached results
نتایج کش شده
cached files
فایلهای کش شده
cached version
نسخه کش شده
cached content
محتوای کش شده
cached images
تصاویر کش شده
cached pages
صفحات کش شده
cached objects
اشیاء کش شده
cached response
پاسخ کش شده
cached session
نشست کش شده
the website has cached the images for faster loading.
وبسایت تصاویر را برای بارگیری سریعتر کش کرده است.
my browser cached the page so i can view it offline.
مرورگر من صفحه را کش کرده است تا بتوانم آن را به صورت آفلاین مشاهده کنم.
cached data can help improve application performance.
دادههای کش شده میتوانند به بهبود عملکرد برنامه کمک کنند.
we need to clear the cached files to free up space.
ما باید فایلهای کش شده را پاک کنیم تا فضای بیشتری آزاد شود.
the system automatically cached the last session information.
سیستم به طور خودکار اطلاعات آخرین نشست را کش کرد.
cached results can sometimes lead to outdated information.
نتایج کش شده گاهی اوقات میتوانند منجر به اطلاعات منسوخ شوند.
make sure the cached content is refreshed regularly.
مطمئن شوید که محتوای کش شده به طور منظم بهروزرسانی میشود.
he noticed the app was using cached data instead of live data.
او متوجه شد که برنامه به جای داده زنده از دادههای کش شده استفاده میکند.
cached files can speed up the loading time of websites.
فایلهای کش شده میتوانند زمان بارگذاری وبسایتها را سریعتر کنند.
it's important to manage cached items to optimize performance.
مدیریت اقلام کش شده برای بهینهسازی عملکرد مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید