cached

[ایالات متحده]/ˈkæʃt/
[بریتانیا]/ˈkæʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به طور موقت برای استفاده بعدی ذخیره یا پنهان کردن; (قسمت سوم فعل cache)
adj. [محاسبات] در یک مکان حافظه سریع برای دسترسی سریع ذخیره شده

عبارات و ترکیب‌ها

cached data

داده‌های کش شده

cached results

نتایج کش شده

cached files

فایل‌های کش شده

cached version

نسخه کش شده

cached content

محتوای کش شده

cached images

تصاویر کش شده

cached pages

صفحات کش شده

cached objects

اشیاء کش شده

cached response

پاسخ کش شده

cached session

نشست کش شده

جملات نمونه

the website has cached the images for faster loading.

وب‌سایت تصاویر را برای بارگیری سریع‌تر کش کرده است.

my browser cached the page so i can view it offline.

مرورگر من صفحه را کش کرده است تا بتوانم آن را به صورت آفلاین مشاهده کنم.

cached data can help improve application performance.

داده‌های کش شده می‌توانند به بهبود عملکرد برنامه کمک کنند.

we need to clear the cached files to free up space.

ما باید فایل‌های کش شده را پاک کنیم تا فضای بیشتری آزاد شود.

the system automatically cached the last session information.

سیستم به طور خودکار اطلاعات آخرین نشست را کش کرد.

cached results can sometimes lead to outdated information.

نتایج کش شده گاهی اوقات می‌توانند منجر به اطلاعات منسوخ شوند.

make sure the cached content is refreshed regularly.

مطمئن شوید که محتوای کش شده به طور منظم به‌روزرسانی می‌شود.

he noticed the app was using cached data instead of live data.

او متوجه شد که برنامه به جای داده زنده از داده‌های کش شده استفاده می‌کند.

cached files can speed up the loading time of websites.

فایل‌های کش شده می‌توانند زمان بارگذاری وب‌سایت‌ها را سریع‌تر کنند.

it's important to manage cached items to optimize performance.

مدیریت اقلام کش شده برای بهینه‌سازی عملکرد مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید