prefetched data
دادههای پیشبارگذاری شده
prefetched memory
حافظهای که پیشبارگذاری شده است
prefetched content
محتوای پیشبارگذاری شده
prefetched pages
صفحات پیشبارگذاری شده
prefetched files
فایلهای پیشبارگذاری شده
prefetched quickly
به سرعت پیشبارگذاری شده
the operating system prefetched the frequently used files to improve loading times.
سیستم عامل فایلهای مورد استفاده متداول را پیشبارگیری کرد تا زمان بارگذاری را بهبود بخشد.
prefetched data significantly reduced the application's startup delay.
دادههای پیشبارگیریشده به طور قابل توجهی زمان تاخیر شروع کار برنامه را کاهش داد.
the browser prefetched images to ensure a faster page load.
مرورگر تصاویر را پیشبارگیری کرد تا بارگذاری صفحه سریعتر شود.
prefetched resources are stored in the cache for quick access.
منابع پیشبارگیریشده در کش ذخیره میشوند تا دسترسی سریعتری داشته باشند.
the game prefetched level data to minimize loading screens.
بازی دادههای سطح را پیشبارگیری کرد تا صفحات بارگذاری را به حداقل برساند.
prefetched content allows for a smoother streaming experience.
محتوای پیشبارگیریشده تجربه پخش سیمسیمتری را امکانپذیر میکند.
we prefetched the necessary libraries before running the program.
ما کتابخانههای لازم را قبل از اجرای برنامه پیشبارگیری کردیم.
prefetched assets are crucial for responsive web applications.
داراییهای پیشبارگیریشده برای برنامههای وب پاسخگویی بسیار مهم هستند.
the system prefetched the next likely video segment.
سیستم بخش بعدی احتمالی ویدئو را پیشبارگیری کرد.
prefetched data can improve the user experience considerably.
دادههای پیشبارگیریشده میتوانند تجربه کاربر را به طور قابل توجهی بهبود بخشند.
the database prefetched related records for faster queries.
پایگاه داده رکوردهای مرتبط را پیشبارگیری کرد تا پرسوجوهای سریعتری داشته باشد.
prefetched data
دادههای پیشبارگذاری شده
prefetched memory
حافظهای که پیشبارگذاری شده است
prefetched content
محتوای پیشبارگذاری شده
prefetched pages
صفحات پیشبارگذاری شده
prefetched files
فایلهای پیشبارگذاری شده
prefetched quickly
به سرعت پیشبارگذاری شده
the operating system prefetched the frequently used files to improve loading times.
سیستم عامل فایلهای مورد استفاده متداول را پیشبارگیری کرد تا زمان بارگذاری را بهبود بخشد.
prefetched data significantly reduced the application's startup delay.
دادههای پیشبارگیریشده به طور قابل توجهی زمان تاخیر شروع کار برنامه را کاهش داد.
the browser prefetched images to ensure a faster page load.
مرورگر تصاویر را پیشبارگیری کرد تا بارگذاری صفحه سریعتر شود.
prefetched resources are stored in the cache for quick access.
منابع پیشبارگیریشده در کش ذخیره میشوند تا دسترسی سریعتری داشته باشند.
the game prefetched level data to minimize loading screens.
بازی دادههای سطح را پیشبارگیری کرد تا صفحات بارگذاری را به حداقل برساند.
prefetched content allows for a smoother streaming experience.
محتوای پیشبارگیریشده تجربه پخش سیمسیمتری را امکانپذیر میکند.
we prefetched the necessary libraries before running the program.
ما کتابخانههای لازم را قبل از اجرای برنامه پیشبارگیری کردیم.
prefetched assets are crucial for responsive web applications.
داراییهای پیشبارگیریشده برای برنامههای وب پاسخگویی بسیار مهم هستند.
the system prefetched the next likely video segment.
سیستم بخش بعدی احتمالی ویدئو را پیشبارگیری کرد.
prefetched data can improve the user experience considerably.
دادههای پیشبارگیریشده میتوانند تجربه کاربر را به طور قابل توجهی بهبود بخشند.
the database prefetched related records for faster queries.
پایگاه داده رکوردهای مرتبط را پیشبارگیری کرد تا پرسوجوهای سریعتری داشته باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید