cacodaemon

[ایالات متحده]/kækəˈdiːmɒn/
[بریتانیا]/kak-ə-ˈdā-mən/

ترجمه

n. روح یا شبح بدخواه یا شیطانی؛ شخص شرور یا بد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

cacodaemon attack

حمله کاکودیمون

cacodaemon whisper

نجوای کاکودیمون

cacodaemon presence

حضور کاکودیمون

cacodaemon fear

ترس کاکودیمون

cacodaemon influence

تاثیر کاکودیمون

cacodaemon spirit

روح کاکودیمون

cacodaemon vision

بینش کاکودیمون

cacodaemon realm

حوزه کاکودیمون

cacodaemon laughter

خنده کاکودیمون

cacodaemon shadow

سایه کاکودیمون

جملات نمونه

the story features a cacodaemon that haunts the protagonist.

داستان دارای یک کاکادیمون است که شخصیت اصلی را آزار می‌دهد.

many believe that the cacodaemon represents their inner fears.

بسیاری معتقدند که کاکادیمون نمایانگر ترس‌های درونی آنها است.

the artist depicted a cacodaemon in his latest painting.

هنرمند یک کاکادیمون را در آخرین نقاشی خود به تصویر کشید.

in folklore, a cacodaemon often tempts the unwary.

در فولکلور، یک کاکادیمون اغلب افراد بی‌احتیاط را وسوسه می‌کند.

the film explores the concept of a cacodaemon as a metaphor for guilt.

فیلم مفهوم کاکادیمون را به عنوان استعاره‌ای برای گناه بررسی می‌کند.

she felt a cacodaemon lurking in the shadows of her mind.

او احساس کرد که یک کاکادیمون در سایه‌های ذهنش کمین کرده است.

the cacodaemon's whispers drove him to madness.

نجواهای کاکادیمون او را به جنون کشاند.

he exorcised the cacodaemon from his life through therapy.

او با استفاده از درمان، کاکادیمون را از زندگی خود بیرون کرد.

the legend of the cacodaemon has been passed down for generations.

افسانه کاکادیمون نسل‌هاست که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.

understanding the cacodaemon within can lead to personal growth.

درک کاکادیمون درون می‌تواند منجر به رشد شخصی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید