Two cases of bullous calcifying epithelioma are reported.
دو مورد از اپیتلیوماي کلسیفه کننده تاولدار گزارش شده است.
The cells in the center of the ducts with comedocarcinoma are often necrotic and calcify, as shown here.
سلولهای موجود در مرکز مجاری با کومدوکارسینوما اغلب نکروز میشوند و کلسیفه میشوند، همانطور که در اینجا نشان داده شده است.
The doctor explained that calcium deposits can calcify in the arteries.
پزشک توضیح داد که رسوبات کلسیم میتوانند در شریانها کلسیفه شوند.
Over time, the bone can calcify and become rigid.
با گذشت زمان، استخوان ممکن است کلسیفه شود و سفت شود.
Certain tissues in the body may calcify as a person ages.
برخی از بافتها در بدن ممکن است با افزایش سن فرد کلسیفه شوند.
If left untreated, the damaged tissue may calcify and cause further complications.
اگر درمان نشود، بافت آسیبدیده ممکن است کلسیفه شود و عوارض بیشتری ایجاد کند.
Excessive exposure to sunlight can cause skin to calcify.
قرار گرفتن بیش از حد در معرض نور خورشید میتواند باعث کلسیفه شدن پوست شود.
The ancient fossil had completely calcified over millions of years.
فسیل باستانی پس از میلیونها سال به طور کامل کلسیفه شده بود.
The x-ray showed areas where the tissue had started to calcify.
عکسبرداری با اشعه ایکس مناطقی را نشان داد که بافت در آن شروع به کلسیفه شدن کرده بود.
Regular exercise can help prevent arteries from calcifying.
ورزش منظم میتواند به جلوگیری از کلسیفه شدن شریانها کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید