calve

[ایالات متحده]/kɑːv/
[بریتانیا]/kæv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. زایمان کردن به یک گوساله (یخچال) تجزیه می‌شود
vt. زایمان کردن به (یک گوساله و غیره)؛ باعث شدن (یک یخچال) تجزیه شود
Word Forms
شکل سوم شخص مفردcalve
صفت یا فعل حال استمراریcalving
قسمت سوم فعلcalved
زمان گذشتهcalved
جمعcalves

عبارات و ترکیب‌ها

cow calving

زایش گاو

calving season

فصل زایش

جملات نمونه

The calves were really adorable.

بره‌ها واقعاً دوست‌داشتنی بودند.

the calves are reared for beef.

بره‌ها برای گوشت پرورش داده می‌شوند.

The glacier calved a large iceberg.

گلویسن یک کوه یخی بزرگ را جدا کرد.

The calves are grazed intensively during their first season.

بره‌ها در طول فصل اول به طور گسترده مراتع را می‌چرانند.

recently vaccinated calves should be protected from challenge.

بره‌هایی که اخیراً واکسیناسیون شده‌اند باید در برابر چالش محافظت شوند.

the calves must be roped and led out of the stockade.

بره‌ها باید با طناب بسته شده و از حصار خارج شوند.

The ancient Greeks sacrificed lambs or calves before engaging in battle.

اعرایق باستان قبل از شرکت در نبرد، بره‌ها یا گوساله‌ها را قربانی می‌کردند.

The ranch castrated three-fourths of its male calves.

مزرعه، سه چهارم گوساله‌های نر خود را ختنه کرد.

stretches herself after waking up; stretched his calves before running.

بعد از بیدار شدن خود را کشید؛ قبل از دویدن ساق‌های خود را کشید.

Concerning the meat yield, the Limousin breed suckler calves demonstrated the highest values and significant differences as regards the rest of the breeds.Their meat also had significantly less fat.

در مورد میزان گوشت، گوساله‌های شیرده نژاد لیموزین بالاترین ارزش‌ها و تفاوت‌های قابل توجهی نسبت به سایر نژادها نشان دادند. گوشت آنها همچنین چربی به طور قابل توجهی کمتری داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید