camarilla

[ایالات متحده]/kəməˈrɪlə/
[بریتانیا]/kə-mər-ˈil-ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروه کوچکی از افراد که به طور مخفیانه بر دیگران تأثیر می‌گذارند، به‌ویژه در سیاست.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

camarilla network

شبکه کاماریلا

camarilla influence

نفوذ کاماریلا

camarilla politics

سیاست کاماریلا

camarilla members

اعضای کاماریلا

camarilla power

قدرت کاماریلا

camarilla elite

نخبگان کاماریلا

camarilla agenda

برنامه کاماریلا

camarilla control

کنترل کاماریلا

camarilla strategy

استراتژی کاماریلا

camarilla alliance

ائتلاف کاماریلا

جملات نمونه

the politician was accused of forming a secret camarilla.

سیاستمدار به تشکیل یک گروه مخفی متهم شد.

in the world of business, a camarilla can influence decisions.

در دنیای تجارت، یک گروه می‌تواند بر تصمیمات تأثیر بگذارد.

the camarilla operated behind the scenes to control the outcome.

این گروه پشت صحنه فعالیت می‌کرد تا نتیجه را کنترل کند.

many believe that the camarilla has too much power.

بسیاری معتقدند که این گروه قدرت زیادی دارد.

he was part of a camarilla that shaped public opinion.

او بخشی از گروهی بود که افکار عمومی را شکل می‌داد.

the camarilla's influence was felt throughout the organization.

تأثیر این گروه در سراسر سازمان احساس می‌شد.

rumors circulated about the camarilla's hidden agenda.

شایعاتی در مورد دستور کار پنهان این گروه منتشر شد.

she was wary of the camarilla that surrounded the ceo.

او نسبت به گروهی که CEO را احاطه کرده بود، محتاط بود.

the camarilla made decisions that affected everyone.

این گروه تصمیماتی گرفت که بر همه تأثیر گذاشت.

joining the camarilla seemed like a tempting opportunity.

پیوستن به این گروه مانند فرصتی وسوسه‌انگیز به نظر می‌رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید