camber

[ایالات متحده]/'kæmbə/
[بریتانیا]/'kæmbɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل قوس
v. قوس دار کردن
Word Forms
جمعcambers
قسمت سوم فعلcambered
زمان گذشتهcambered
صفت یا فعل حال استمراریcambering
شکل سوم شخص مفردcambers

عبارات و ترکیب‌ها

positive camber

عرض مثبت

negative camber

عرض منفی

camber angle

زاویه کمبر

adjust camber

تنظیم کمبر

camber measurement

اندازه گیری کمبر

cambered road

جاده کمبردار

جملات نمونه

The invention relates to a cambering printing machine, in particular to a high-speed cambering printing machine which can automatically proof the version.

این اختراع مربوط به یک دستگاه چاپ با قوس است، به ویژه یک دستگاه چاپ با قوس پرسرعت که می تواند به طور خودکار نسخه را بررسی کند.

a flat roof should have a slight camber to allow water to run off.

یک سقف صاف باید دارای قوس جزئی باشد تا اجازه دهد آب از سطح آن عبور کند.

The electromobile goes into curve district when passing poiont B,and runs,along the camber line to point C.

خودروی الکتریکی وارد منطقه منحنی می شود هنگام عبور از نقطه B و در امتداد خط قوس به نقطه C حرکت می کند.

In order to increase water speed and turbulivity in ice-storage tank of direct evaporating and external melting ice-on-coil system, cambered baffles are installed in the ice-storage tank.

برای افزایش سرعت آب و تلاطم در مخزن ذخیره یخ سیستم تبخیر مستقیم و ذوب خارجی یخ روی کویل، محافظ‌های منحنی در مخزن ذخیره یخ نصب می‌شوند.

The influencing factors of coal arch camber in planomural coal bin and coal drop pipe with rectangular or circular cross section during coal drop are studied theoretically.

عوامل موثر بر قوس طاقچه زغال سنگ در انبار زغال سنگ و لوله تخلیه زغال سنگ با مقطع مستطیل یا دایره ای در حین تخلیه زغال سنگ به طور نظری مورد مطالعه قرار می گیرد.

The road has a slight camber to allow for water drainage.

جاده دارای قوس جزئی برای زهکشی آب است.

The car's suspension is designed to handle different levels of camber.

سیستم تعلیق خودرو به گونه ای طراحی شده است که بتواند سطوح مختلف قوس را تحمل کند.

The bike tire's camber affects its stability on different surfaces.

قوس لاستیک دوچرخه بر ثبات آن در سطوح مختلف تأثیر می گذارد.

The skier adjusted their stance to match the camber of the slope.

اسکی باز وضعیت خود را تنظیم کرد تا با قوس شیب مطابقت داشته باشد.

The engineer calculated the optimal camber for the bridge's design.

مهندس قوس بهینه را برای طراحی پل محاسبه کرد.

The camber of the runway helps planes take off smoothly.

قوس باند فرودگاه به هواپیما کمک می کند تا به طور روان برخاسته شود.

The wheel alignment needs to be adjusted to correct the camber issue.

چرخش چرخ نیاز به تنظیم دارد تا مشکل قوس برطرف شود.

The camber of the road can affect vehicle handling in wet conditions.

قوس جاده می تواند بر هندلینگ خودرو در شرایط مرطوب تأثیر بگذارد.

The skateboarder prefers a deck with a slight camber for better performance.

اسکیت‌سوار ترجیح می‌دهد تخته‌ای با قوس جزئی برای عملکرد بهتر داشته باشد.

The camber of the roof helps with rainwater runoff.

قوس سقف به زهکشی آب باران کمک می کند.

نمونه‌های واقعی

It's tough not to appreciate his camber.

سخت است نپسندیدن کمبر او.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید