cambered

[ایالات متحده]/ˈkæmbərd/
[بریتانیا]/ˈkæm.bɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای شکل منحنی یا قوس; قوسی

عبارات و ترکیب‌ها

cambered beam

بار قوس‌دار

cambered surface

سطح قوس‌دار

cambered arch

طاقچه قوس‌دار

cambered road

جاده قوس‌دار

cambered wing

بال قوس‌دار

cambered profile

پروفایل قوس‌دار

cambered section

بخش قوس‌دار

cambered track

مسیر قوس‌دار

cambered edge

لبه قوس‌دار

cambered design

طراحی قوس‌دار

جملات نمونه

the road was cambered to allow for better drainage.

جاده به گونه‌ای قوس‌دار ساخته شده بود تا زهکشی بهتری فراهم شود.

the cambered design of the airplane wing improves its aerodynamics.

طراحی قوس‌دار بال هواپیما باعث بهبود آیرودینامیک آن می‌شود.

he prefers cambered tires for better grip on the racetrack.

او ترجیح می‌دهد از لاستیک‌های قوس‌دار برای چسبندگی بهتر در پیست مسابقه استفاده کند.

the architect suggested a cambered roof to enhance the building's aesthetics.

معمار یک سقف قوس‌دار برای افزایش زیبایی ساختمان پیشنهاد داد.

cambered surfaces can reduce the risk of skidding.

سطوح قوس‌دار می‌توانند خطر سرخوردن را کاهش دهند.

the car's cambered suspension system improves handling on curves.

سیستم تعلیق قوس‌دار خودرو باعث بهبود هندلینگ در پیچ‌ها می‌شود.

he adjusted the cambered angle of the skateboard for better performance.

او زاویه قوس‌دار اسکیت‌بورد را برای عملکرد بهتر تنظیم کرد.

the cambered path made the hike more challenging but rewarding.

مسیر قوس‌دار باعث می‌شد پیاده‌روی چالش‌برانگیزتر اما پاداش‌دهنده‌تر باشد.

cambered roads are often safer during heavy rain.

جاده‌های قوس‌دار اغلب در هنگام باران شدید ایمن‌تر هستند.

they designed a cambered track for the cycling competition.

آنها یک مسیر قوس‌دار برای مسابقه دوچرخه‌سواری طراحی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید