candled light
نور شمع
candled dinner
شام شمعدار
candled vigil
ساعت شمعدار
candled ambiance
فضای شمعدار
candled ceremony
آیین شمعدار
candled room
اتاق شمعدار
candled celebration
جشن شمعدار
candled atmosphere
جو شمعدار
candled event
رویداد شمعدار
candled moment
لحظه شمعدار
the eggs were candled to check for fertility.
برای بررسی باروری، تخم مرغها را نورافشانی کردند.
she candled the wax to create beautiful shapes.
او شمع را نورافشانی کرد تا شکلهای زیبایی ایجاد کند.
during the workshop, we candled the beeswax.
در طول کارگاه، ما شمع عسل را نورافشانی کردیم.
the students learned how to candle the eggs safely.
دانشجویان یاد گرفتند که چگونه به طور ایمن تخم مرغها را نورافشانی کنند.
he candled the lanterns to ensure they were lit properly.
او فانوسها را نورافشانی کرد تا مطمئن شود که به درستی روشن شدهاند.
the farmer candled the eggs before selling them.
کشاورز تخم مرغها را قبل از فروش آنها نورافشانی کرد.
she enjoyed candling the wax for her candle-making project.
او از نورافشانی شمع برای پروژه ساخت شمع خود لذت برد.
they candled the samples to assess the quality.
آنها نمونهها را نورافشانی کردند تا کیفیت را ارزیابی کنند.
we candled the lanterns to create a cozy atmosphere.
ما فانوسها را نورافشانی کردیم تا فضایی دنج ایجاد کنیم.
before the hatch, the eggs were carefully candled.
قبل از جوجهکشی، تخم مرغها به دقت نورافشانی شدند.
candled light
نور شمع
candled dinner
شام شمعدار
candled vigil
ساعت شمعدار
candled ambiance
فضای شمعدار
candled ceremony
آیین شمعدار
candled room
اتاق شمعدار
candled celebration
جشن شمعدار
candled atmosphere
جو شمعدار
candled event
رویداد شمعدار
candled moment
لحظه شمعدار
the eggs were candled to check for fertility.
برای بررسی باروری، تخم مرغها را نورافشانی کردند.
she candled the wax to create beautiful shapes.
او شمع را نورافشانی کرد تا شکلهای زیبایی ایجاد کند.
during the workshop, we candled the beeswax.
در طول کارگاه، ما شمع عسل را نورافشانی کردیم.
the students learned how to candle the eggs safely.
دانشجویان یاد گرفتند که چگونه به طور ایمن تخم مرغها را نورافشانی کنند.
he candled the lanterns to ensure they were lit properly.
او فانوسها را نورافشانی کرد تا مطمئن شود که به درستی روشن شدهاند.
the farmer candled the eggs before selling them.
کشاورز تخم مرغها را قبل از فروش آنها نورافشانی کرد.
she enjoyed candling the wax for her candle-making project.
او از نورافشانی شمع برای پروژه ساخت شمع خود لذت برد.
they candled the samples to assess the quality.
آنها نمونهها را نورافشانی کردند تا کیفیت را ارزیابی کنند.
we candled the lanterns to create a cozy atmosphere.
ما فانوسها را نورافشانی کردیم تا فضایی دنج ایجاد کنیم.
before the hatch, the eggs were carefully candled.
قبل از جوجهکشی، تخم مرغها به دقت نورافشانی شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید