candled

[ایالات متحده]/ˈkændld/
[بریتانیا]/ˈkændəld/

ترجمه

n. یک شمع؛ شعله یا نوری از یک شمع؛ چیزی که شبیه یک شمع است.
v. برای بررسی (یک تخم‌مرغ) از نظر کیفیت با نور یک شمع.

عبارات و ترکیب‌ها

candled light

نور شمع

candled dinner

شام شمع‌دار

candled vigil

ساعت شمع‌دار

candled ambiance

فضای شمع‌دار

candled ceremony

آیین شمع‌دار

candled room

اتاق شمع‌دار

candled celebration

جشن شمع‌دار

candled atmosphere

جو شمع‌دار

candled event

رویداد شمع‌دار

candled moment

لحظه شمع‌دار

جملات نمونه

the eggs were candled to check for fertility.

برای بررسی باروری، تخم مرغ‌ها را نورافشانی کردند.

she candled the wax to create beautiful shapes.

او شمع را نورافشانی کرد تا شکل‌های زیبایی ایجاد کند.

during the workshop, we candled the beeswax.

در طول کارگاه، ما شمع عسل را نورافشانی کردیم.

the students learned how to candle the eggs safely.

دانشجویان یاد گرفتند که چگونه به طور ایمن تخم مرغ‌ها را نورافشانی کنند.

he candled the lanterns to ensure they were lit properly.

او فانوس‌ها را نورافشانی کرد تا مطمئن شود که به درستی روشن شده‌اند.

the farmer candled the eggs before selling them.

کشاورز تخم مرغ‌ها را قبل از فروش آن‌ها نورافشانی کرد.

she enjoyed candling the wax for her candle-making project.

او از نورافشانی شمع برای پروژه ساخت شمع خود لذت برد.

they candled the samples to assess the quality.

آنها نمونه‌ها را نورافشانی کردند تا کیفیت را ارزیابی کنند.

we candled the lanterns to create a cozy atmosphere.

ما فانوس‌ها را نورافشانی کردیم تا فضایی دنج ایجاد کنیم.

before the hatch, the eggs were carefully candled.

قبل از جوجه‌کشی، تخم مرغ‌ها به دقت نورافشانی شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید