canful

[ایالات متحده]/ˈkæn.fəl/
[بریتانیا]/ˈkæn.fʊl/

ترجمه

n. یک ظرف پر، به ویژه یک قوطی.
شکل‌های واژه
جمعcanfuls

عبارات و ترکیب‌ها

canful of water

یک سطل آب

canful of beans

یک سطل لوبیا

canful of soup

یک سطل سوپ

canful of paint

یک سطل رنگ

canful of fruit

یک سطل میوه

canful of sugar

یک سطل شکر

canful of nuts

یک سطل آجیل

canful of corn

یک سطل ذرت

canful of fish

یک سطل ماهی

canful of ice

یک سطل یخ

جملات نمونه

he filled the bucket to the brim with a canful of water.

او سطل را تا لبه با یک قوطی آب پر کرد.

the recipe requires a canful of tomatoes for the sauce.

دستور غذا به یک قوطی گوجه فرنگی برای سس نیاز دارد.

she bought a canful of coffee beans from the market.

او یک قوطی قهوه از بازار خرید.

we need a canful of paint to finish the project.

ما به یک قوطی رنگ برای اتمام پروژه نیاز داریم.

he emptied a canful of soup into the pot.

او یک قوطی سوپ را داخل قابلمه خالی کرد.

she always keeps a canful of snacks in her bag.

او همیشه یک قوطی تنقلات در کیف خود دارد.

for the barbecue, we need a canful of charcoal.

برای باربیکیو، ما به یک قوطی زغال نیاز داریم.

he drank a canful of soda while watching the game.

او در حین تماشای بازی، یک قوطی نوشابه نوشید.

a canful of olives is perfect for the salad.

یک قوطی زیتون برای سالاد عالی است.

she prefers a canful of organic vegetables for her meals.

او ترجیح می دهد برای وعده های غذایی خود یک قوطی سبزیجات ارگانیک داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید