capitulator

[ایالات متحده]/kəˈpɪtjʊleɪtə/
[بریتانیا]/kəˈpɪtʃəˌleɪtər/

ترجمه

n. شخصی که خود را تسلیم می‌کند؛ کسی که تسلیم یا کوتاه می‌آید.

عبارات و ترکیب‌ها

the capitulator

کاپیتولاتر

a capitulator

یک کاپیتولاتر

capitulators unite

کاپیتولاترها متحد شوند

capitulator wins

کاپیتولاتر پیروز می‌شود

capitulator loses

کاپیتولاتر شکست می‌خورد

capitulator agreed

کاپیتولاتر موافقت کرد

capitulator surrendering

کاپیتولاتر در حال تسلیم شدن

capitulator surrendered

کاپیتولاتر تسلیم شد

capitulator resigning

کاپیتولاتر استعفا می‌دهد

capitulator resigned

کاپیتولاتر استعفا داد

جملات نمونه

under mounting pressure, the capitulator signed the peace treaty without delay.

تحت فشار رو به فزون، کاپیتولاتور بدون معطلی معاهده صلح را امضا کرد.

the capitulator accepted the enemy terms to end the siege.

کاپیتولاتور برای پایان دادن به محاصره، شرایط دشمن را پذیرفت.

they branded him a capitulator after he called for unconditional surrender.

پس از اینکه او خواستار تسلیم بدون قید و شرط شد، او را کاپیتولاتور نامیدند.

as a capitulator, she agreed to lay down arms and evacuate the city.

همانطور که یک کاپیتولاتور، او با انهدام اسلحه و تخلیه شهر موافقت کرد.

the capitulator yielded ground and granted concessions in the final agreement.

کاپیتولاتور امتیاز داد و در توافق نهایی امتیازاتی داد.

history remembers the capitulator who broke ranks and sought a separate peace.

تاریخ کاپیتولاتوری را به خاطر دارد که از صفوف جدا شد و به دنبال صلح جداگانه بود.

the capitulator faced public backlash for abandoning allies during the crisis.

کاپیتولاتور با واکنش منفی مردم روبرو شد زیرا در بحران متحدان را رها کرد.

in talks, the capitulator offered to comply fully with the ultimatum.

در مذاکرات، کاپیتولاتور پیشنهاد کرد که به طور کامل با اولتیماتوم مطابقت کند.

the capitulator agreed to disarm and hand over supplies to the occupying force.

کاپیتولاتور با انهدام سلاح و تحویل تدارکات به نیروهای متصرف موافقت کرد.

some called him a capitulator, but he insisted he was preventing further bloodshed.

برخی او را کاپیتولاتور نامیدند، اما او اصرار داشت که از خونریزی بیشتر جلوگیری می کند.

the capitulator signed away key rights to secure a ceasefire.

کاپیتولاتور حق امتیاز کلیدی را برای برقراری آتش بس امضا کرد.

after days of stalemate, the capitulator finally yielded to demands and ended the strike.

پس از چند روز تعادل، کاپیتولاتور سرانجام به خواسته ها تن داد و اعتصاب را پایان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید