holdout vote
رای انصرافی
holdout player
بازیکن انصرافی
holdout state
ایالت انصرافی
holdout agreement
توافق انصرافی
holdout position
موقعیت انصرافی
holdout deal
معامله انصرافی
holdout group
گروه انصرافی
holdout issue
مشکل انصرافی
holdout strategy
استراتژی انصرافی
holdout negotiation
مذاکره انصرافی
the company is facing a holdout from the union during negotiations.
شرکت با اینکه اتحادیه در حال مذاکره است، با مقاومت روبرو است.
despite the pressure, she remained a holdout against the new policy.
با وجود فشار، او در برابر سیاست جدید مقاومت کرد.
the holdout in the negotiations was a major setback for the project.
مقاومت در مذاکرات، یک عقبگرد بزرگ برای پروژه بود.
his holdout on the deal surprised everyone in the room.
مقاومت او در مورد این معامله، همه افراد حاضر در اتاق را شگفتزده کرد.
they managed to convince the last holdout to join the agreement.
آنها موفق شدند آخرین فرد مقاومتکننده را متقاعد کنند که به توافق بپیوندد.
the holdout strategy can sometimes lead to better outcomes.
استراتژی مقاومت گاهی اوقات میتواند منجر به نتایج بهتری شود.
after much discussion, the holdout finally agreed to the terms.
پس از بحثهای فراوان، مقاومتکننده سرانجام با شرایط موافقت کرد.
his status as a holdout made him a target for criticism.
وضعیت او به عنوان یک مقاومتکننده، او را به هدف انتقاد تبدیل کرد.
the holdout in the team was affecting overall morale.
مقاومت در تیم، بر روحیه کلی تأثیر میگذاشت.
negotiators are trying to resolve the holdout issue before the deadline.
مذاکرهکنندگان در تلاش هستند تا مشکل مقاومت را قبل از مهلت مقرر حل کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید