holdout

[ایالات متحده]/ˈhəʊldaʊt/
[بریتانیا]/ˈhoʊldaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقاومت یا عدم پذیرش چیزی؛ عملی برای دستیابی به معامله‌ای بهتر

عبارات و ترکیب‌ها

holdout vote

رای انصرافی

holdout player

بازیکن انصرافی

holdout state

ایالت انصرافی

holdout agreement

توافق انصرافی

holdout position

موقعیت انصرافی

holdout deal

معامله انصرافی

holdout group

گروه انصرافی

holdout issue

مشکل انصرافی

holdout strategy

استراتژی انصرافی

holdout negotiation

مذاکره انصرافی

جملات نمونه

the company is facing a holdout from the union during negotiations.

شرکت با این‌که اتحادیه در حال مذاکره است، با مقاومت روبرو است.

despite the pressure, she remained a holdout against the new policy.

با وجود فشار، او در برابر سیاست جدید مقاومت کرد.

the holdout in the negotiations was a major setback for the project.

مقاومت در مذاکرات، یک عقب‌گرد بزرگ برای پروژه بود.

his holdout on the deal surprised everyone in the room.

مقاومت او در مورد این معامله، همه افراد حاضر در اتاق را شگفت‌زده کرد.

they managed to convince the last holdout to join the agreement.

آنها موفق شدند آخرین فرد مقاومت‌کننده را متقاعد کنند که به توافق بپیوندد.

the holdout strategy can sometimes lead to better outcomes.

استراتژی مقاومت گاهی اوقات می‌تواند منجر به نتایج بهتری شود.

after much discussion, the holdout finally agreed to the terms.

پس از بحث‌های فراوان، مقاومت‌کننده سرانجام با شرایط موافقت کرد.

his status as a holdout made him a target for criticism.

وضعیت او به عنوان یک مقاومت‌کننده، او را به هدف انتقاد تبدیل کرد.

the holdout in the team was affecting overall morale.

مقاومت در تیم، بر روحیه کلی تأثیر می‌گذاشت.

negotiators are trying to resolve the holdout issue before the deadline.

مذاکره‌کنندگان در تلاش هستند تا مشکل مقاومت را قبل از مهلت مقرر حل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید