capsizing

[ایالات متحده]/ˈkæpsʌɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkæpˌsaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل برعکس کردن یا وارونه کردن، به ویژه یک قایق یا کشتی.

عبارات و ترکیب‌ها

capsizing risk

خطر واژه‌گشتن

prevent capsizing

جلوگیری از واژه‌گشتن

capsizing incident

حادثه واژه‌گشتن

capsizing boat

قایق واژه‌گشتن

capsizing warning

هشدار واژه‌گشتن

capsizing safety

ایمنی در برابر واژه‌گشتن

capsizing situation

وضعیت واژه‌گشتن

capsizing prevention

جلوگیری از واژه‌گشتن

capsizing drill

مانور واژه‌گشتن

capsizing control

کنترل واژه‌گشتن

جملات نمونه

the boat was at risk of capsizing due to the strong waves.

قایق در معرض خطر واژه‌گرفتن به دلیل امواج شدید بود.

he was worried about capsizing while sailing in the storm.

او نگران واژه‌گرفتن در حین قایق‌سواری در طوفان بود.

they took precautions to prevent capsizing during the race.

آنها برای جلوگیری از واژه‌گرفتن در طول مسابقه احتیاط کردند.

capsizing can lead to serious injuries if not handled properly.

واژه‌گرفتن می‌تواند منجر به آسیب جدی شود اگر به درستی مدیریت نشود.

the instructor taught us how to recover from capsizing.

مربی به ما آموزش داد که چگونه از واژه‌گرفتن ریکاوری کنیم.

capsizing is a common risk for inexperienced sailors.

واژه‌گرفتن یک خطر رایج برای قایق‌رانان بی‌تجربه است.

after capsizing, they were stranded in the middle of the lake.

پس از واژه‌گرفتن، آنها در وسط دریاچه سرگردان بودند.

learning to avoid capsizing is essential for safe boating.

یادگیری نحوه اجتناب از واژه‌گرفتن برای قایق‌سواری ایمن ضروری است.

the crew worked quickly to right the boat after capsizing.

خدمه به سرعت برای صاف کردن قایق پس از واژه‌گرفتن تلاش کردند.

capsizing drills are part of the training for all sailors.

تمرینات واژه‌گرفتن بخشی از آموزش همه قایق‌رانان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید