capsizing risk
خطر واژهگشتن
prevent capsizing
جلوگیری از واژهگشتن
capsizing incident
حادثه واژهگشتن
capsizing boat
قایق واژهگشتن
capsizing warning
هشدار واژهگشتن
capsizing safety
ایمنی در برابر واژهگشتن
capsizing situation
وضعیت واژهگشتن
capsizing prevention
جلوگیری از واژهگشتن
capsizing drill
مانور واژهگشتن
capsizing control
کنترل واژهگشتن
the boat was at risk of capsizing due to the strong waves.
قایق در معرض خطر واژهگرفتن به دلیل امواج شدید بود.
he was worried about capsizing while sailing in the storm.
او نگران واژهگرفتن در حین قایقسواری در طوفان بود.
they took precautions to prevent capsizing during the race.
آنها برای جلوگیری از واژهگرفتن در طول مسابقه احتیاط کردند.
capsizing can lead to serious injuries if not handled properly.
واژهگرفتن میتواند منجر به آسیب جدی شود اگر به درستی مدیریت نشود.
the instructor taught us how to recover from capsizing.
مربی به ما آموزش داد که چگونه از واژهگرفتن ریکاوری کنیم.
capsizing is a common risk for inexperienced sailors.
واژهگرفتن یک خطر رایج برای قایقرانان بیتجربه است.
after capsizing, they were stranded in the middle of the lake.
پس از واژهگرفتن، آنها در وسط دریاچه سرگردان بودند.
learning to avoid capsizing is essential for safe boating.
یادگیری نحوه اجتناب از واژهگرفتن برای قایقسواری ایمن ضروری است.
the crew worked quickly to right the boat after capsizing.
خدمه به سرعت برای صاف کردن قایق پس از واژهگرفتن تلاش کردند.
capsizing drills are part of the training for all sailors.
تمرینات واژهگرفتن بخشی از آموزش همه قایقرانان است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید