captaincy

[ایالات متحده]/'kæptənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موقعیت داشتن به عنوان کاپیتان یک تیم ورزشی، مدت زمان کاپیتانی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

team captaincy

سرمایه‌داری گروهی

جملات نمونه

He was awarded the captaincy of the team.

وی مقام کاپیتانی تیم را به او اعطا کردند.

The captaincy of the ship was handed over to him.

وظیفه کاپیتانی کشتی به او واگذار شد.

She demonstrated strong leadership qualities during her captaincy.

او در دوران کاپیتانی خود، ویژگی‌های رهبری قوی را نشان داد.

The captaincy of the company was a challenging role.

کاپیتانی شرکت یک نقش چالش برانگیز بود.

He aspired to achieve the captaincy of the football team.

او به دنبال دستیابی به مقام کاپیتانی تیم فوتبال بود.

The captaincy of the cricket team is a prestigious position.

کاپیتانی تیم کریکت یک موقعیت معتبر است.

She took on the captaincy with enthusiasm and dedication.

او با اشتیاق و تعهد، مسئولیت کاپیتانی را بر عهده گرفت.

The captaincy requires strong decision-making skills.

کاپیتانی نیازمند مهارت‌های قوی تصمیم‌گیری است.

He was stripped of the captaincy due to disciplinary issues.

به دلیل مشکلات انضباطی، مقام کاپیتانی از او سلب شد.

She was known for her exceptional captaincy of the debate team.

او به دلیل کاپیتانی استثنایی تیم مناظره شناخته می‌شد.

نمونه‌های واقعی

Under his captaincy, it won its first international football gold medal at the Asian games in 1951.

تحت هدایت او، آن‌ها اولین مدال طلای فوتبال بین‌المللی خود را در بازی‌های آسیایی در سال 1951 به دست آوردند.

منبع: The Economist - Comprehensive

Between 1719 and 1720, the first year of  Roberts's captaincy, they would grab their first major prize.

بین سال‌های 1719 و 1720، سال اول کاپیتانی رابرتس، آن‌ها اولین جام بزرگ خود را به دست آوردند.

منبع: Charming history

It was a fine feeling once they were above the cowbells of the highest pastures--Dick looked forward to the night in the shack, enjoying his own fatigue, enjoying the captaincy of the guide, feeling a delight in his own anonymity.

وقتی از بالای ناقوس‌های گاوی در بلندترین مراتع بالاتر بودند، حس خوبی بود - دیك مشتاق شب در كلبه بود، از خستگی خود لذت می‌برد، از رهبری راهنما لذت می‌برد، از بی‌هویتی خود لذت می‌برد.

منبع: The Night is Gentle (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید