carded

[ایالات متحده]/kɑːrd/
[بریتانیا]/karrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از طریق یک دستگاه کاردینگ شانه شده یا برس خورده

عبارات و ترکیب‌ها

carded at entry

ورود کارت‌خوان

carded for age

کارت‌خوان برای سن

carded for id

کارت‌خوان برای شناسه

carded for alcohol

کارت‌خوان برای الکل

carded upon entry

در زمان ورود کارت‌خوان

carded before purchase

قبل از خرید کارت‌خوان

carded at bar

کارت‌خوان در بار

carded for verification

کارت‌خوان برای تایید

carded for entry

کارت‌خوان برای ورود

carded at club

کارت‌خوان در کلاب

جملات نمونه

he was carded at the bar because he looked underage.

او به دلیل اینکه جوان به نظر می‌رسید، در بار کارت شد.

make sure you get carded before buying alcohol.

مطمئن شوید قبل از خرید الکل کارت شوید.

she was surprised when she got carded at the concert.

او متعجب شد وقتی در کنسرت کارت شد.

it's common to be carded when entering a nightclub.

معمولاً هنگام ورود به یک کلاب شبانه کارت می‌شوند.

don't forget your id; you might get carded.

کارت شناسایی خود را فراموش نکنید؛ ممکن است کارت شوید.

carded patrons help ensure compliance with age restrictions.

مشتریانی که کارت شناسایی دارند به اطمینان از رعایت محدودیت‌های سنی کمک می‌کنند.

even if you're older, you might still get carded.

حتی اگر مسن‌تر هستید، ممکن است هنوز هم کارت شوید.

he always carries his id in case he gets carded.

او همیشه کارت شناسایی خود را به همراه دارد تا در صورت کارت شدن آماده باشد.

they carded everyone at the entrance to the event.

آنها از همه در ورودی رویداد کارت گرفتند.

getting carded can be a compliment for some people.

کارت شدن می‌تواند برای برخی افراد یک تعریف باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید