carded at entry
ورود کارتخوان
carded for age
کارتخوان برای سن
carded for id
کارتخوان برای شناسه
carded for alcohol
کارتخوان برای الکل
carded upon entry
در زمان ورود کارتخوان
carded before purchase
قبل از خرید کارتخوان
carded at bar
کارتخوان در بار
carded for verification
کارتخوان برای تایید
carded for entry
کارتخوان برای ورود
carded at club
کارتخوان در کلاب
he was carded at the bar because he looked underage.
او به دلیل اینکه جوان به نظر میرسید، در بار کارت شد.
make sure you get carded before buying alcohol.
مطمئن شوید قبل از خرید الکل کارت شوید.
she was surprised when she got carded at the concert.
او متعجب شد وقتی در کنسرت کارت شد.
it's common to be carded when entering a nightclub.
معمولاً هنگام ورود به یک کلاب شبانه کارت میشوند.
don't forget your id; you might get carded.
کارت شناسایی خود را فراموش نکنید؛ ممکن است کارت شوید.
carded patrons help ensure compliance with age restrictions.
مشتریانی که کارت شناسایی دارند به اطمینان از رعایت محدودیتهای سنی کمک میکنند.
even if you're older, you might still get carded.
حتی اگر مسنتر هستید، ممکن است هنوز هم کارت شوید.
he always carries his id in case he gets carded.
او همیشه کارت شناسایی خود را به همراه دارد تا در صورت کارت شدن آماده باشد.
they carded everyone at the entrance to the event.
آنها از همه در ورودی رویداد کارت گرفتند.
getting carded can be a compliment for some people.
کارت شدن میتواند برای برخی افراد یک تعریف باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید