cardinalate

[ایالات متحده]/ˈkɑːrdɪnəˌleɪt/
[بریتانیا]/kär-dən-ə-ˌlet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقام یا رتبه یک کاردینال؛ مقام یا رتبه یک کاردینال
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cardinalate number

شماره کاردینال

cardinalate adjective

صفت کاردینال

cardinalate form

فرم کاردینال

cardinalate system

سیستم کاردینال

cardinalate usage

مصرف کاردینال

cardinalate value

ارزش کاردینال

cardinalate concept

مفهوم کاردینال

cardinalate rule

قانون کاردینال

cardinalate category

دسته بندی کاردینال

cardinalate distinction

تمایز کاردینال

جملات نمونه

the cardinalate is an important position in the catholic church.

کرادینالیت یک مقام مهم در کلیسای کاتولیک است.

he aspired to attain the cardinalate before his retirement.

او امیدوار بود قبل از بازنشستگی به کرادینالیت برسد.

the cardinalate was established to assist the pope in governance.

کرادینالیت برای کمک به پاپ در حکومت تأسیس شد.

many theologians discuss the responsibilities of the cardinalate.

بسیاری از الهی‌دانان در مورد مسئولیت‌های کرادینالیت بحث می‌کنند.

his nomination to the cardinalate was widely celebrated.

انتصاب او به کرادینالیت به طور گسترده جشن گرفته شد.

the cardinalate includes a select group of senior bishops.

کرادینالیت شامل گروهی منتخب از اسقف‌های ارشد است.

she was honored with a cardinalate for her service to the church.

او به پاس خدماتش به کلیسا با کرادینالیت مورد تجلیل قرار گرفت.

the cardinalate plays a crucial role in church leadership.

کرادینالیت نقش مهمی در رهبری کلیسا ایفا می‌کند.

his influence grew after he received the cardinalate.

تاثیر او پس از دریافت کرادینالیت افزایش یافت.

she is well-respected in the community due to her cardinalate.

او به دلیل کرادینالیتش در جامعه بسیار مورد احترام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید