careen down
افت سریع
careen off
از مسیر خارج شدن
careen wildly
به طور وحشیانه سر خوردن
careen around
به اطراف سر خوردن
careen past
از کنار سر خوردن
careen forward
به جلو سر خوردن
careen sideways
به پهلو سر خوردن
careen off course
از مسیر اصلی خارج شدن
careen into
وارد شدن به
careen downwards
به سمت پایین سر خوردن
the car began to careen down the hill uncontrollably.
خودرو شروع به سر خوردن بی کنترل در سرازیری کرد.
he watched as the skateboarders careened past him.
او تماشا کرد که اسکیتسواران با سرعت از کنارش عبور میکنند.
they had to careen away from the oncoming traffic.
آنها مجبور شدند از ترافیک عبوری دور شوند.
the boat careened wildly in the rough seas.
قایق به شدت در دریای خشن سر خورد.
she felt her emotions careen from joy to despair.
او احساس کرد که احساساتش از شادی به ناامیدی سر خوردند.
the cyclist careened around the corner at high speed.
دوچرخه سوار با سرعت زیاد دور پیچ چرخید.
as the storm approached, the trees began to careen in the wind.
همانطور که طوفان نزدیک میشد، درختان شروع به سر خوردن در باد کردند.
he careened through the crowd, trying to catch the bus.
او با تلاش برای گرفتن اتوبوس، از میان جمعیت عبور کرد.
the roller coaster careened down the tracks, thrilling the riders.
قطار کوکی به سرعت در طول مسیر حرکت کرد و مسافران را هیجان زده کرد.
we watched the car careen off the road and into the ditch.
ما تماشا کردیم که ماشین از جاده خارج شده و وارد چاله میشود.
careen down
افت سریع
careen off
از مسیر خارج شدن
careen wildly
به طور وحشیانه سر خوردن
careen around
به اطراف سر خوردن
careen past
از کنار سر خوردن
careen forward
به جلو سر خوردن
careen sideways
به پهلو سر خوردن
careen off course
از مسیر اصلی خارج شدن
careen into
وارد شدن به
careen downwards
به سمت پایین سر خوردن
the car began to careen down the hill uncontrollably.
خودرو شروع به سر خوردن بی کنترل در سرازیری کرد.
he watched as the skateboarders careened past him.
او تماشا کرد که اسکیتسواران با سرعت از کنارش عبور میکنند.
they had to careen away from the oncoming traffic.
آنها مجبور شدند از ترافیک عبوری دور شوند.
the boat careened wildly in the rough seas.
قایق به شدت در دریای خشن سر خورد.
she felt her emotions careen from joy to despair.
او احساس کرد که احساساتش از شادی به ناامیدی سر خوردند.
the cyclist careened around the corner at high speed.
دوچرخه سوار با سرعت زیاد دور پیچ چرخید.
as the storm approached, the trees began to careen in the wind.
همانطور که طوفان نزدیک میشد، درختان شروع به سر خوردن در باد کردند.
he careened through the crowd, trying to catch the bus.
او با تلاش برای گرفتن اتوبوس، از میان جمعیت عبور کرد.
the roller coaster careened down the tracks, thrilling the riders.
قطار کوکی به سرعت در طول مسیر حرکت کرد و مسافران را هیجان زده کرد.
we watched the car careen off the road and into the ditch.
ما تماشا کردیم که ماشین از جاده خارج شده و وارد چاله میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید