carry-ons

[ایالات متحده]/ˈkæriˌɒn/
[بریتانیا]/ˈkæriˌɑn/

ترجمه

n. بار دستی
adj. قابل حمل دستی

عبارات و ترکیب‌ها

carry-on luggage

چمدان دستی

carry-on bag

کیف دستی

carry-on now

حالا با خود بیا

carry-on case

کیسه دستی

carry-on costs

هزینه های حمل بار دستی

carry-on size

اندازه بار دستی

جملات نمونه

i packed a small carry-on bag for the weekend trip.

من یک کیف دستی کوچک برای سفر آخر هفته بستم.

make sure your carry-on meets the airline's size restrictions.

مطمئن شوید که کیف دستی شما با محدودیت‌های اندازه خط هوایی مطابقت دارد.

he decided to carry-on his work laptop for the conference.

او تصمیم گرفت لپ تاپ کاری خود را برای کنفرانس با خود حمل کند.

the flight attendant checked my carry-on at the gate.

خدمتکار هواپیما کیف دستی من را در دروازه بررسی کرد.

she had a carry-on full of snacks for the long journey.

او یک کیف دستی پر از میان وعده برای سفر طولانی داشت.

we opted for carry-on luggage to avoid checked bag fees.

ما برای جلوگیری از هزینه بار مجانی، چمدان دستی را انتخاب کردیم.

remember to weigh your carry-on before heading to the airport.

به یاد داشته باشید که قبل از رفتن به فرودگاه، کیف دستی خود را وزن کنید.

the carry-on bag contained essential toiletries and a change of clothes.

کیف دستی شامل لوازم بهداشتی ضروری و لباس اضافی بود.

he struggled to carry-on his heavy bag through the airport.

او برای حمل کیف سنگین خود در فرودگاه تلاش کرد.

the airline allows one free carry-on and a personal item.

خط هوایی یک کیف دستی رایگان و یک وسیله شخصی مجاز می داند.

she carefully placed her carry-on in the overhead compartment.

او با دقت کیف دستی خود را در فضای بالای سر قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید