caulked joints
درزهای آببندی شده
caulked seams
درزهای آببندی شده
caulked edges
لبههای آببندی شده
caulked gaps
شکافهای آببندی شده
caulked area
منطقه آببندی شده
caulked surface
سطح آببندی شده
caulked corners
گوشههای آببندی شده
caulked openings
دهانههای آببندی شده
caulked frame
قاب آببندی شده
caulked windows
پنجرههای آببندی شده
the windows were caulked to prevent drafts.
پنجرهها برای جلوگیری از جریان هوا درزگیری شده بودند.
after the repairs, the bathtub was caulked properly.
پس از تعمیرات، وان به درستی درزگیری شد.
we caulked the seams to make the house more energy-efficient.
ما درزها را درزگیری کردیم تا خانه را از نظر مصرف انرژی مقرون به صرفهتر کنیم.
he caulked the leaky pipe before it caused more damage.
او قبل از اینکه بیشتر آسیب برساند، لوله نشتی را درزگیری کرد.
the contractor caulked the edges of the countertop.
کشتکار لبههای پیشخوان را درزگیری کرد.
they caulked around the sink to avoid water damage.
آنها برای جلوگیری از آسیب آب، اطراف سینک را درزگیری کردند.
make sure to have the windows caulked before winter.
مطمئن شوید که قبل از زمستان پنجرهها را درزگیری کنید.
the edges were carefully caulked to enhance the finish.
لبهها با دقت درزگیری شدند تا ظاهر را بهبود بخشند.
caulked joints can significantly improve insulation.
درزهای درزگیری شده میتوانند به طور قابل توجهی عایقبندی را بهبود بخشند.
we used silicone caulk to seal the bathroom tiles.
ما از درزگیر سیلیکونی برای آببندی کاشیهای حمام استفاده کردیم.
caulked joints
درزهای آببندی شده
caulked seams
درزهای آببندی شده
caulked edges
لبههای آببندی شده
caulked gaps
شکافهای آببندی شده
caulked area
منطقه آببندی شده
caulked surface
سطح آببندی شده
caulked corners
گوشههای آببندی شده
caulked openings
دهانههای آببندی شده
caulked frame
قاب آببندی شده
caulked windows
پنجرههای آببندی شده
the windows were caulked to prevent drafts.
پنجرهها برای جلوگیری از جریان هوا درزگیری شده بودند.
after the repairs, the bathtub was caulked properly.
پس از تعمیرات، وان به درستی درزگیری شد.
we caulked the seams to make the house more energy-efficient.
ما درزها را درزگیری کردیم تا خانه را از نظر مصرف انرژی مقرون به صرفهتر کنیم.
he caulked the leaky pipe before it caused more damage.
او قبل از اینکه بیشتر آسیب برساند، لوله نشتی را درزگیری کرد.
the contractor caulked the edges of the countertop.
کشتکار لبههای پیشخوان را درزگیری کرد.
they caulked around the sink to avoid water damage.
آنها برای جلوگیری از آسیب آب، اطراف سینک را درزگیری کردند.
make sure to have the windows caulked before winter.
مطمئن شوید که قبل از زمستان پنجرهها را درزگیری کنید.
the edges were carefully caulked to enhance the finish.
لبهها با دقت درزگیری شدند تا ظاهر را بهبود بخشند.
caulked joints can significantly improve insulation.
درزهای درزگیری شده میتوانند به طور قابل توجهی عایقبندی را بهبود بخشند.
we used silicone caulk to seal the bathroom tiles.
ما از درزگیر سیلیکونی برای آببندی کاشیهای حمام استفاده کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید