cautioning drivers
هشدار دادن به رانندگان
cautioning children
هشدار دادن به کودکان
cautioning others
هشدار دادن به دیگران
cautioning employees
هشدار دادن به کارمندان
cautioning people
هشدار دادن به مردم
cautioning against
هشدار در مورد
cautioning about
هشدار در مورد
cautioning parents
هشدار دادن به والدین
cautioning students
هشدار دادن به دانش آموزان
cautioning friends
هشدار دادن به دوستان
she was cautioning him about the risks involved.
او او را در مورد خطرات احتمالی آگاه میکرد.
the teacher is cautioning students to study hard.
معلم به دانشآموزان توصیه میکند که سخت درس بخوانند.
he kept cautioning her not to make hasty decisions.
او بارها به او توصیه کرد که تصمیمات عجولانه نگیرد.
the doctor is cautioning patients about the side effects.
پزشک بیماران را در مورد عوارض جانبی آگاه میکند.
the report is cautioning against excessive spending.
گزارش هشدار میدهد که از هزینههای بیش از حد خودداری کنید.
they are cautioning the public to stay indoors during the storm.
آنها از مردم میخواهند در طول طوفان در داخل خانه بمانند.
she is cautioning her friend about the dangers of that area.
او دوست خود را در مورد خطرات آن منطقه آگاه میکند.
officials are cautioning residents to prepare for the hurricane.
مقامات از ساکنان میخواهند برای وقوع گردباد آماده شوند.
he is cautioning investors to be wary of scams.
او به سرمایهگذاران هشدار میدهد که مراقب کلاهبرداریها باشند.
the guide is cautioning tourists to stay on marked trails.
راهنما به گردشگران توصیه میکند در مسیرهای مشخص شده بمانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید