admonishingly

[ایالات متحده]/ədˈmɒnɪʃɪŋli/
[بریتانیا]/ədˈmɑːnɪʃɪŋli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که هشدار، نقد مهربانانه یا توصیه علیه خطاها را بیان می‌کند

جملات نمونه

teacher admonishingly pointed her finger at the noisy students, signaling them to be quiet.

معلم با نگاهی انتقادی انگشت خود را به دانش‌آموزان بلند صدا زد و به آن‌ها پیشنهاد داد که آرام شوند.

grandmother admonishingly wagged her finger and warned the children about talking to strangers.

مادربزرگ با نگاهی انتقادی انگشت خود را بلند کرد و به کودکان پیشنهاد داد که با غریب‌ها صحبت نکنند.

the coach admonishingly lectured the team about their poor sportsmanship after the game.

مربی با نگاهی انتقادی به تیم در مورد رفتار نامناسب آن‌ها پس از بازی سخن گفت.

she admonishingly reminded him one last time to submit the report before deadline.

او با نگاهی انتقادی به او یک بار دیگر یادآوری کرد که گزارش را قبل از مهلت تحویل دهد.

the librarian admonishingly shushed the group of teenagers who were laughing loudly.

کتابدار با نگاهی انتقادی به گروهی از نوجوانان که با خنده زیادی در حال صحبت بودند، سکوت کرد.

my father admonishingly warned me about the dangers of driving too fast on wet roads.

پدرم با نگاهی انتقادی من را درباره خطرات راندن با سرعت زیاد روی جاده‌های مرطوب هشدار داد.

the doctor admonishingly advised her patient to reduce salt intake for better health.

پزشک با نگاهی انتقادی به بیمارش پیشنهاد داد که برای بهتر شدن سلامتی خود مصرف نمک را کاهش دهد.

the police officer admonishingly reminded the driver about the importance of wearing seatbelts.

پلیس با نگاهی انتقادی به راننده یادآوری کرد که چه اهمیتی دارد کمربند ایمنی را بپوشد.

her tone was admonishingly gentle as she explained where they had gone wrong.

وقتی او به آن‌ها گفت که کجی کرده‌اند، صدایش نرم و انتقادی بود.

the manager admonishingly asked the employees if they understood the new safety protocols.

مدیر با نگاهی انتقادی از کارکنان پرسید که آیا از پروتکل‌های ایمنی جدید آگاه هستند.

he admonishingly raised his eyebrow at the unusual request from his assistant.

او با نگاهی انتقادی به درخواست غیرمعمول از کمک‌کارش نگاهی از بین پیوند خود زد.

the experienced worker admonishingly taught the newcomers about proper safety procedures.

کارگر با تجربه با نگاهی انتقادی به جدید‌ها درباره روش‌های ایمنی مناسب آموزش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید