cerrar la puerta
در را ببندید
cerrar los ojos
چشمان خود را ببندید
cerrar sesión
از حساب خود خارج شوید
cerrar con llave
با کلید ببندید
cerrar el negocio
کسب و کار را ببندید
cerrar un trato
یک معامله ببندید
cerrar filas
نفرات را ببندید
please close the door when you leave the room.
لطفاً در را وقتی از اتاق میروی ببند.
close your eyes and imagine you're on a tropical beach.
چشمان خود را ببند و تصور کن که روی یک ساحل گرمسیری هستی.
we need to close this deal before the end of the month.
ما باید این معامله را قبل از پایان ماه ببندیم.
remember to close your session before leaving the computer.
به یاد داشته باش که قبل از رها کردن کامپیوتر جلسه خود را ببند.
please close the faucet; the water is running too much.
لطفاً شیر را ببند؛ آب زیادی میریزد.
close your mouth while you're eating; it's impolite.
وقتی غذا میخوری دهان خود را ببند؛ غیرآداب است.
close the curtains; the sun is too bright this morning.
پردهها را ببند؛ امروز خورشید زیاد روشن است.
i had to close my bank account due to high fees.
به دلیل هزینههای بالا، مجبور شدم حساب بانکی خود را ببندم.
the store will close early on christmas eve.
مغازه در شب جشن مسیحی زودتر بسته میشود.
some politicians close their minds to new ideas.
بعضی سیاستمداران ذهن خود را در برابر ایدههای جدید بستهاند.
the military unit closed ranks to protect the general.
واحد نظامی رتبهها را بست تا فرمانده را حفظ کند.
heavy snowfall closed all mountain passes in the region.
بارش برف سنگین تمام مسیرهای کوهستانی منطقه را بست.
the mayor decided to close the old bridge for repairs.
شهردار تصمیم گرفت پل قدیمی را به دلیل تعمیرات ببندد.
she closed her speech with an inspiring message.
او با پیام الهامبخش سخنرانی خود را پایان داد.
cerrar la puerta
در را ببندید
cerrar los ojos
چشمان خود را ببندید
cerrar sesión
از حساب خود خارج شوید
cerrar con llave
با کلید ببندید
cerrar el negocio
کسب و کار را ببندید
cerrar un trato
یک معامله ببندید
cerrar filas
نفرات را ببندید
please close the door when you leave the room.
لطفاً در را وقتی از اتاق میروی ببند.
close your eyes and imagine you're on a tropical beach.
چشمان خود را ببند و تصور کن که روی یک ساحل گرمسیری هستی.
we need to close this deal before the end of the month.
ما باید این معامله را قبل از پایان ماه ببندیم.
remember to close your session before leaving the computer.
به یاد داشته باش که قبل از رها کردن کامپیوتر جلسه خود را ببند.
please close the faucet; the water is running too much.
لطفاً شیر را ببند؛ آب زیادی میریزد.
close your mouth while you're eating; it's impolite.
وقتی غذا میخوری دهان خود را ببند؛ غیرآداب است.
close the curtains; the sun is too bright this morning.
پردهها را ببند؛ امروز خورشید زیاد روشن است.
i had to close my bank account due to high fees.
به دلیل هزینههای بالا، مجبور شدم حساب بانکی خود را ببندم.
the store will close early on christmas eve.
مغازه در شب جشن مسیحی زودتر بسته میشود.
some politicians close their minds to new ideas.
بعضی سیاستمداران ذهن خود را در برابر ایدههای جدید بستهاند.
the military unit closed ranks to protect the general.
واحد نظامی رتبهها را بست تا فرمانده را حفظ کند.
heavy snowfall closed all mountain passes in the region.
بارش برف سنگین تمام مسیرهای کوهستانی منطقه را بست.
the mayor decided to close the old bridge for repairs.
شهردار تصمیم گرفت پل قدیمی را به دلیل تعمیرات ببندد.
she closed her speech with an inspiring message.
او با پیام الهامبخش سخنرانی خود را پایان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید