chador

[ایالات متحده]/[ˈʃɑːdɔː]/
[بریتانیا]/[ˈʃɑːdɔː]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوشاکی آزاد و جاری که تمام بدن و سر را پوشانده و توسط زنان در برخی کشورهای مسلمان پوشیده می‌شود؛ پوشاکی مشابه بورق، اما با یک فاصله در چهره.
Word Forms
جمعchadors

عبارات و ترکیب‌ها

chador worn

پوشیدن چادر

chador style

سبک چادر

chador covered

چادر پوشیده شده

chador black

چادر سیاه

chador fabric

پارچه چادر

wearing chador

پوشیدن چادر

chador tradition

سنت چادر

chador image

تصویر چادر

chador design

طراحی چادر

chador colors

رنگ‌های چادر

جملات نمونه

she carefully adjusted her chador against the wind.

او با دقت چادر خود را علیه باد تنظیم کرد.

the chador provided a sense of privacy and modesty.

چادر احساس خصوصیت و خشونت را فراهم می کرد.

many women choose to wear a chador for religious reasons.

بسیاری از زنان به دلیل دینی چادر می پوشند.

the black chador contrasted sharply with her bright eyes.

چادر سیاه با چشمان روشن او به شدت تضاد داشت.

she walked through the bazaar, her chador concealing her form.

او از بازار گذشت، چادرش شکل بدنش را پنهان می کرد.

the chador is a traditional garment in some muslim countries.

چادر لباس سنتی در برخی کشورهای مسلمان است.

despite the heat, she kept her chador wrapped tightly around her.

با وجود گرما، او چادرش را به طور محکم حول خود پیچید.

the chador offered protection from the sun and dust.

چادر حفاظت از خورشید و غبار را فراهم می کرد.

she purchased a new chador with intricate embroidery.

او یک چادر جدید با گوشه گوشه دوخت خرید.

the chador’s fabric was heavy and richly colored.

پارچه چادر سنگین و رنگارنگ بود.

she held the edge of her chador as she entered the mosque.

وقتی وارد مسجد شد، لبه چادرش را نگه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید