chainss

[ایالات متحده]/tʃeɪnz/
[بریتانیا]/tʃeɪnz/

ترجمه

n. زنجیره‌ها (جمع)؛ قید و بند؛ فتیله؛ فرم جمع زنجیر.

عبارات و ترکیب‌ها

break chains

زنجیرهای را شکسته

chains of habit

زنجیرهای عادت

remove chains

زنجیرهای را حذف کن

binding chains

زنجیرهای بسته

breaking chains

شکستن زنجیرهای

chains of debt

زنجیرهای بدهکاری

heavy chains

زنجیرهای سنگین

جملات نمونه

the prisoner struggled against his chains.

زندانی با زنجیرهای خود مقاومت کرد.

the gold chains reflected the sunlight.

زنجیرهای طلا نور خورشید را بازتاب می دادند.

the bicycle chains needed oiling.

زنجیرهای دوچرخه نیاز به روغن کردن داشتند.

the chains of command were clearly defined.

زنجیرهای فرمان به وضوح تعریف شده بودند.

she broke the chains of her past.

او زنجیرهای گذشته خود را شکست.

the chains of evidence were properly documented.

زنجیرهای شواهد به درستی ثبت شدند.

the mountain chains stretched across the horizon.

زنجیرهای کوه‌ها از افق عبور می‌کردند.

the slaves were freed from their chains.

奴隷‌ها از زنجیرهای خود آزاد شدند.

the company was bound by legal chains.

شرکت توسط زنجیرهای قانونی محدود شده بود.

the anchor chains rattled as the ship arrived.

زنجیرهای آویز زمانی که کشتی رسید، لرزیدند.

the chains of events led to the revolution.

زنجیرهای رویدادها منجر به انقلاب شدند.

heavy chains secured the prison gates.

زنجیرهای سنگین درب زندان را امن کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید