channelisation

[ایالات متحده]/ˌtʃænəlaɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌtʃænəlɪˈzeɪʃən/

ترجمه

n. فرآیند ایجاد کانال‌ها یا مسیرها، به‌ویژه در زمینه شبکه‌سازی یا مخابرات.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

channelisation process

فرآیند هدایت آب

channelisation system

سیستم هدایت آب

channelisation project

پروژه هدایت آب

river channelisation

هدایت آب رودخانه

water channelisation

هدایت آب

channelisation works

کارهای هدایت آب

channelisation method

روش هدایت آب

channelisation techniques

تکنیک‌های هدایت آب

urban channelisation

هدایت آب شهری

channelisation plan

برنامه هدایت آب

جملات نمونه

the channelisation of the river reduced flooding risks in the downstream area.

کانالیزه کردن رودخانه خطر سیل را در مناطق پایین دست کاهش داد.

modern telecommunications rely on efficient frequency channelisation to maximize bandwidth.

ارتباطات مدرن به کانالیزاسیون کارآمد فرکانس برای حداکثر کردن پهنای باند متکی است.

the channelisation of customer feedback helped improve our service delivery.

کانالیزه کردن بازخورد مشتری به بهبود ارائه خدمات ما کمک کرد.

data channelisation ensures smooth information flow between departments.

کانالیزاسیون داده‌ها اطمینان حاصل می‌کند که جریان اطلاعات بین دپارتمان‌ها روان است.

the new channelisation system reduced processing time significantly.

سیستم جدید کانالیزاسیون زمان پردازش را به طور قابل توجهی کاهش داد.

radio channelisation allows multiple stations to broadcast simultaneously.

کانالیزاسیون رادیویی به ایستگاه‌های متعدد اجازه می‌دهد تا به طور همزمان پخش کنند.

the channelisation of marketing efforts focused on digital platforms.

کانالیزه کردن تلاش‌های بازاریابی بر روی پلتفرم‌های دیجیتال متمرکز بود.

proper channelisation of resources is essential for project success.

کانالیزاسیون مناسب منابع برای موفقیت پروژه ضروری است.

the channelisation process required extensive planning and coordination.

فرآیند کانالیزاسیون نیاز به برنامه‌ریزی و هماهنگی گسترده داشت.

educational channelisation helps students focus on their strengths.

کانالیزاسیون آموزشی به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا بر نقاط قوت خود تمرکز کنند.

the channelisation of traffic improved road safety in the city.

کانالیزاسیون ترافیک ایمنی جاده‌ها را در شهر بهبود بخشید.

strategic channelisation of investments yielded higher returns.

کانالیزاسیون استراتژیک سرمایه‌گذاری‌ها بازدهی بالاتری به همراه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید