channelizes

[ایالات متحده]/ˈtʃænəlaɪz/
[بریتانیا]/ˌʃænləˈlaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شکل یا به سمت کانال‌ها درآوردن؛ کانال‌سازی کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

channelize resources

کانالیزه کردن منابع

channelize efforts

کانالیزه کردن تلاش‌ها

channelize energy

کانالیزه کردن انرژی

channelize funds

کانالیزه کردن بودجه

channelize information

کانالیزه کردن اطلاعات

channelize talent

کانالیزه کردن استعداد

channelize creativity

کانالیزه کردن خلاقیت

channelize thoughts

کانالیزه کردن افکار

channelize communication

کانالیزه کردن ارتباطات

channelize ideas

کانالیزه کردن ایده‌ها

جملات نمونه

we need to channelize our efforts to achieve better results.

ما باید تلاش‌های خود را برای دستیابی به نتایج بهتر، هدایت کنیم.

the project aims to channelize resources effectively.

هدف پروژه هدایت مؤثر منابع است.

it's important to channelize your energy into productive tasks.

مهم است که انرژی خود را به سمت وظایف سازنده هدایت کنید.

they decided to channelize their creativity into art.

آنها تصمیم گرفتند خلاقیت خود را به هنر هدایت کنند.

the organization works to channelize donations to those in need.

این سازمان برای هدایت کمک‌های مالی به نیازمندان تلاش می‌کند.

we must channelize our thoughts before making a decision.

ما باید قبل از تصمیم‌گیری افکار خود را هدایت کنیم.

channelizing the team's strengths can lead to success.

هدایت نقاط قوت تیم می‌تواند منجر به موفقیت شود.

he learned to channelize his frustrations into writing.

او یاد گرفت که ناامیدی‌های خود را به نوشتن هدایت کند.

channelizing feedback from customers is essential for improvement.

هدایت بازخورد مشتریان برای بهبود ضروری است.

the goal is to channelize the community's efforts for a cleaner environment.

هدف هدایت تلاش‌های جامعه برای محیط زیست پاک‌تر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید