charlemagne

[ایالات متحده]/ˈʃɑ:ləˈmein/
[بریتانیا]/ˈʃɑrləˌmen/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی: شارلمانی.

عبارات و ترکیب‌ها

charlemagne's empire

امپراتوری شارلمن

charlemagne's reign

حکومت شارلمن

charlemagne's legacy

میراث شارلمن

charlemagne the great

شارلمن بزرگ

charlemagne's court

درگاه شارلمن

charlemagne's conquests

فتح‌نامه‌های شارلمن

charlemagne's paladins

اسپانیاهای شارلمن

charlemagne's coronation

تاج‌گذاری شارلمن

charlemagne's influence

تاثیرگذاری شارلمن

charlemagne's achievements

دستاوردهای شارلمن

جملات نمونه

charlemagne was crowned emperor of the romans in 800 ad.

شارلمانی در سال 800 میلادی به عنوان امپراتور رومیان تاج‌گذاری شد.

many consider charlemagne the father of europe.

بسیاری از افراد شارلمانی را پدر اروپا می‌دانند.

charlemagne's reign marked a significant period in medieval history.

حکمرانی شارلمانی دوره‌ای مهم در تاریخ قرون وسطی را رقم زد.

charlemagne promoted education and cultural revival.

شارلمانی آموزش و احیای فرهنگ را ترویج کرد.

his empire was one of the largest in medieval europe, thanks to charlemagne.

امپراتوری او به لطف شارلمانی یکی از بزرگترین امپراتوری‌های اروپا در دوران قرون وسطی بود.

charlemagne established a system of local governance.

شارلمانی یک سیستم حاکمیت محلی را ایجاد کرد.

many laws and reforms were enacted during charlemagne's rule.

قوانین و اصلاحات بسیاری در دوران حکومت شارلمانی به تصویب رسید.

charlemagne's legacy continues to influence modern europe.

میراث شارلمانی همچنان بر اروپا مدرن تأثیر می‌گذارد.

historians often study charlemagne's impact on european unity.

تاریخ‌نگاران اغلب تأثیر شارلمانی بر وحدت اروپا را مطالعه می‌کنند.

charlemagne's court became a center of learning and culture.

درخواست شارلمانی به مرکز آموزش و فرهنگ تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید