sleep on charpoy
خوابیدن روی چارپایه
sit on charpoy
نشستن روی چارپایه
charpoy for resting
چارپایه برای استراحت
traditional charpoy style
سبک سنتی چارپایه
charpoy in courtyard
چارپایه در حیاط
charpoy with cushions
چارپایهای با بالشها
charpoy for guests
چارپایه برای مهمانان
repair the charpoy
تعمیر چارپایه
charpoy under stars
چارپایه زیر ستارگان
the charpoy was placed under the shade of the tree.
تختخواب چارپایه زیر سایه درخت قرار داشت.
he lay on the charpoy and stared at the stars.
او روی چارپایه دراز کشید و به ستارهها خیره شد.
they gathered around the charpoy to share stories.
آنها دور چارپایه جمع شدند تا داستانهایی را با هم به اشتراک بگذارند.
we need to buy a new charpoy for the guest room.
ما باید یک چارپایه جدید برای اتاق مهمانها بخریم.
the charpoy was woven from colorful fabrics.
چارپایه از پارچههای رنگارنگ بافته شده بود.
she used the charpoy as a makeshift bed.
او از چارپایه به عنوان یک تختخواب موقت استفاده کرد.
children often play around the charpoy in the courtyard.
کودکان اغلب در حیاط دور چارپایه بازی میکنند.
the old charpoy creaked when he sat down.
چارپایهی قدیمی هنگام نشستنش صدا میداد.
during the summer, the charpoy was the perfect spot to relax.
در طول تابستان، چارپایه مکانی عالی برای استراحت بود.
her grandmother often told stories while sitting on the charpoy.
مادربزرگش اغلب در حالی که روی چارپایه مینشست داستان تعریف میکرد.
sleep on charpoy
خوابیدن روی چارپایه
sit on charpoy
نشستن روی چارپایه
charpoy for resting
چارپایه برای استراحت
traditional charpoy style
سبک سنتی چارپایه
charpoy in courtyard
چارپایه در حیاط
charpoy with cushions
چارپایهای با بالشها
charpoy for guests
چارپایه برای مهمانان
repair the charpoy
تعمیر چارپایه
charpoy under stars
چارپایه زیر ستارگان
the charpoy was placed under the shade of the tree.
تختخواب چارپایه زیر سایه درخت قرار داشت.
he lay on the charpoy and stared at the stars.
او روی چارپایه دراز کشید و به ستارهها خیره شد.
they gathered around the charpoy to share stories.
آنها دور چارپایه جمع شدند تا داستانهایی را با هم به اشتراک بگذارند.
we need to buy a new charpoy for the guest room.
ما باید یک چارپایه جدید برای اتاق مهمانها بخریم.
the charpoy was woven from colorful fabrics.
چارپایه از پارچههای رنگارنگ بافته شده بود.
she used the charpoy as a makeshift bed.
او از چارپایه به عنوان یک تختخواب موقت استفاده کرد.
children often play around the charpoy in the courtyard.
کودکان اغلب در حیاط دور چارپایه بازی میکنند.
the old charpoy creaked when he sat down.
چارپایهی قدیمی هنگام نشستنش صدا میداد.
during the summer, the charpoy was the perfect spot to relax.
در طول تابستان، چارپایه مکانی عالی برای استراحت بود.
her grandmother often told stories while sitting on the charpoy.
مادربزرگش اغلب در حالی که روی چارپایه مینشست داستان تعریف میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید