charpoys

[ایالات متحده]/ˈtʃɑːr.pɔɪ/
[بریتانیا]/ˈʃɑːr.pɔɪ/

ترجمه

n. یک تخت سبک، معمولاً ساخته شده از نی یا بامبو و در هند استفاده می‌شود.; نوعی تاب یا تختخواب هندی.

عبارات و ترکیب‌ها

sleep on charpoy

خوابیدن روی چارپایه

sit on charpoy

نشستن روی چارپایه

charpoy for resting

چارپایه برای استراحت

traditional charpoy style

سبک سنتی چارپایه

charpoy in courtyard

چارپایه در حیاط

charpoy with cushions

چارپایه‌ای با بالش‌ها

charpoy for guests

چارپایه برای مهمانان

repair the charpoy

تعمیر چارپایه

charpoy under stars

چارپایه زیر ستارگان

جملات نمونه

the charpoy was placed under the shade of the tree.

تخت‌خواب چارپایه زیر سایه درخت قرار داشت.

he lay on the charpoy and stared at the stars.

او روی چارپایه دراز کشید و به ستاره‌ها خیره شد.

they gathered around the charpoy to share stories.

آنها دور چارپایه جمع شدند تا داستان‌هایی را با هم به اشتراک بگذارند.

we need to buy a new charpoy for the guest room.

ما باید یک چارپایه جدید برای اتاق مهمان‌ها بخریم.

the charpoy was woven from colorful fabrics.

چارپایه از پارچه‌های رنگارنگ بافته شده بود.

she used the charpoy as a makeshift bed.

او از چارپایه به عنوان یک تختخواب موقت استفاده کرد.

children often play around the charpoy in the courtyard.

کودکان اغلب در حیاط دور چارپایه بازی می‌کنند.

the old charpoy creaked when he sat down.

چارپایه‌ی قدیمی هنگام نشستنش صدا می‌داد.

during the summer, the charpoy was the perfect spot to relax.

در طول تابستان، چارپایه مکانی عالی برای استراحت بود.

her grandmother often told stories while sitting on the charpoy.

مادربزرگش اغلب در حالی که روی چارپایه می‌نشست داستان تعریف می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید