chaw

[ایالات متحده]/tʃɔː/
[بریتانیا]/chow/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور کامل جویدن
n. عمل جویدن؛ یک لقمه غذا
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریchawing
شکل سوم شخص مفردchaws
جمعchaws
زمان گذشتهchawed
قسمت سوم فعلchawed

عبارات و ترکیب‌ها

chaw gum

چاو گام

chaw tobacco

چاو تنباکو

chaw food

چاو غذا

chaw cud

چاو دانه

chaw on

چاو روشن

chaw hard

چاو سخت

chaw slowly

چاو به آرامی

chaw loudly

چاو با صدای بلند

chaw it

چاو آن

chaw sweet

چاو شیرین

جملات نمونه

he likes to chaw on gum while studying.

او دوست دارد در حالی که درس می خواند، آدامس بجوید.

she took a moment to chaw on her thoughts.

او لحظه ای وقت گذاشت تا به افکار خود فکر کند.

it's common to chaw on snacks during the movie.

در طول فیلم، خوردن میان وعده رایج است.

they often chaw on beef jerky during road trips.

آنها اغلب در طول سفرهای جاده ای گوشت خشک می جویند.

he loves to chaw on fresh vegetables.

او عاشق جویدن سبزیجات تازه است.

she prefers to chaw on fruit instead of candy.

او ترجیح می دهد به جای آب نبات میوه بجود.

chawing on sunflower seeds is a popular pastime.

جویدن تخمه آفتابگردان یک سرگرمی محبوب است.

he would often chaw on his pencil while thinking.

او اغلب در حالی که فکر می کرد، مداد خود را می جوید.

she likes to chaw on a piece of chocolate after dinner.

او دوست دارد بعد از شام یک تکه شکلات بجود.

during the meeting, he would sometimes chaw on his notes.

در طول جلسه، او گاهی اوقات یادداشت های خود را می جوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید