chaw gum
چاو گام
chaw tobacco
چاو تنباکو
chaw food
چاو غذا
chaw cud
چاو دانه
chaw on
چاو روشن
chaw hard
چاو سخت
chaw slowly
چاو به آرامی
chaw loudly
چاو با صدای بلند
chaw it
چاو آن
chaw sweet
چاو شیرین
he likes to chaw on gum while studying.
او دوست دارد در حالی که درس می خواند، آدامس بجوید.
she took a moment to chaw on her thoughts.
او لحظه ای وقت گذاشت تا به افکار خود فکر کند.
it's common to chaw on snacks during the movie.
در طول فیلم، خوردن میان وعده رایج است.
they often chaw on beef jerky during road trips.
آنها اغلب در طول سفرهای جاده ای گوشت خشک می جویند.
he loves to chaw on fresh vegetables.
او عاشق جویدن سبزیجات تازه است.
she prefers to chaw on fruit instead of candy.
او ترجیح می دهد به جای آب نبات میوه بجود.
chawing on sunflower seeds is a popular pastime.
جویدن تخمه آفتابگردان یک سرگرمی محبوب است.
he would often chaw on his pencil while thinking.
او اغلب در حالی که فکر می کرد، مداد خود را می جوید.
she likes to chaw on a piece of chocolate after dinner.
او دوست دارد بعد از شام یک تکه شکلات بجود.
during the meeting, he would sometimes chaw on his notes.
در طول جلسه، او گاهی اوقات یادداشت های خود را می جوید.
chaw gum
چاو گام
chaw tobacco
چاو تنباکو
chaw food
چاو غذا
chaw cud
چاو دانه
chaw on
چاو روشن
chaw hard
چاو سخت
chaw slowly
چاو به آرامی
chaw loudly
چاو با صدای بلند
chaw it
چاو آن
chaw sweet
چاو شیرین
he likes to chaw on gum while studying.
او دوست دارد در حالی که درس می خواند، آدامس بجوید.
she took a moment to chaw on her thoughts.
او لحظه ای وقت گذاشت تا به افکار خود فکر کند.
it's common to chaw on snacks during the movie.
در طول فیلم، خوردن میان وعده رایج است.
they often chaw on beef jerky during road trips.
آنها اغلب در طول سفرهای جاده ای گوشت خشک می جویند.
he loves to chaw on fresh vegetables.
او عاشق جویدن سبزیجات تازه است.
she prefers to chaw on fruit instead of candy.
او ترجیح می دهد به جای آب نبات میوه بجود.
chawing on sunflower seeds is a popular pastime.
جویدن تخمه آفتابگردان یک سرگرمی محبوب است.
he would often chaw on his pencil while thinking.
او اغلب در حالی که فکر می کرد، مداد خود را می جوید.
she likes to chaw on a piece of chocolate after dinner.
او دوست دارد بعد از شام یک تکه شکلات بجود.
during the meeting, he would sometimes chaw on his notes.
در طول جلسه، او گاهی اوقات یادداشت های خود را می جوید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید