US aid would help them to checkmate the invasion.
کمکهای ایالات متحده به آنها کمک کرد تا حمله را ناکام کنند.
A move in chess that directly attacks an opponent’s king but does not constitute a checkmate.
حرکتی در شطرنج که مستقیماً به شاه حریف حمله میکند اما مات نیست.
He declared checkmate in just a few moves.
او فقط با چند حرکت مات اعلام کرد.
The chess player carefully planned his checkmate strategy.
بازیکن شطرنج استراتژی مات خود را با دقت برنامهریزی کرد.
She was in a position of checkmate and had no way out.
او در موقعیت مات قرار داشت و راهی برای خروج نداشت.
The grandmaster executed a flawless checkmate against his opponent.
استاد بزرگ یک مات بینقص در برابر حریفش انجام داد.
The checkmate came as a surprise to everyone watching the game.
مات برای همه کسانی که بازی را تماشا میکردند، غافلگیرکننده بود.
After a series of strategic moves, he finally achieved checkmate.
پس از مجموعهای از حرکات استراتژیک، او سرانجام به مات دست یافت.
The young prodigy was able to see the checkmate three moves ahead.
بچه نابغه توانست مات را سه حرکت جلو ببیند.
The checkmate was so swift and decisive that his opponent had no chance to counter.
مات آنقدر سریع و قاطع بود که حریفش فرصتی برای مقابله نداشت.
She studied the classic checkmate patterns to improve her game.
او الگوهای مات کلاسیک را مطالعه کرد تا بازی خود را بهبود بخشد.
The checkmate was the result of a brilliant sacrifice made by the player.
مات نتیجه یک قربانی هوشمندانه از بازیکن بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید