cheesies

[ایالات متحده]/'tʃiːzɪ/
[بریتانیا]/'tʃizi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه یا حاوی پنیر
از کیفیت پایین
جذاب به طرز کمی احمقانه یا به طریقی که صادقانه نیست

عبارات و ترکیب‌ها

cheesy pick-up line

خطاب عاشقانه بی‌معناترین

cheesy romantic movie

فیلم عاشقانه بی‌معنا

جملات نمونه

a pungent, cheesy sauce.

یک سس تند و پنیردار.

a big cheesy grin.

یک خنده پنیر مانند بزرگ.

an album of cheesy pop hits.

یک آلبوم از להיט‌های پاپ نه چندان خوب

They are unoriginal, lack creativity, and are just plain cheesy .

آنها غیر اصیل هستند، خلاقیت ندارند و صرفاً پنیر مانند هستند.

I love watching cheesy romantic comedies.

من عاشق تماشای کمدی رمانتیک های پنیر مانند هستم.

The restaurant served a cheesy pizza with extra cheese on top.

رستوران یک پیتزای پنیردار با پنیر اضافی روی آن سرو کرد.

Her cheesy pick-up lines never fail to make me laugh.

خطوط دوستیابی پنیر مانند او هرگز باعث خنده من نمی شوند.

The song's lyrics were so cheesy, but catchy.

متن آهنگ آنقدر پنیر مانند بود، اما جذاب.

He gave her a cheesy smile before walking away.

او قبل از رفتن، با لبخندی پنیر مانند به او نگاه کرد.

The cheesy decorations at the party made it feel festive.

دکوراسیون پنیر مانند در مهمانی باعث شد احساس جشن بگیرید.

She found the cheesy jokes hilarious and couldn't stop laughing.

او شوخی های پنیر مانند را خنده دار یافت و نتوانست جلوی خنده خود را بگیرد.

The movie's plot was so cheesy and predictable.

طرح فیلم آنقدر پنیر مانند و قابل پیش بینی بود.

I can't believe he actually bought her that cheesy souvenir.

نمی توانم باور کنم که او واقعاً آن سوغاتی پنیر مانند را برای او خرید.

The cheesy advertisement was all over the internet.

تبلیغ پنیر مانند در همه جا در اینترنت وجود داشت.

نمونه‌های واقعی

The tone ranges from cheesy to heartbreaking.

فضای آن از مبتذل تا تکان‌دهنده متغیر است.

منبع: The Economist (Summary)

A cheesy little thing. - A cheesy little thing.

یک چیز کوچک و مبتذل. - یک چیز کوچک و مبتذل.

منبع: Gourmet Base

Yes, it's super cheesy, but again, it works.

بله، خیلی مبتذل است، اما دوباره، جواب می‌دهد.

منبع: The secret to keeping conversations from falling flat.

I started keeping a gratitude journal, kind of cheesy, but at first it started to work.

من شروع به نگه داشتن یک دفترچه یادداشت قدردانی کردم، کمی مبتذل، اما در ابتدا شروع به کار کرد.

منبع: VOA Standard English Entertainment

This is so saucy, beefy and cheesy.

این بسیار تند، گوشتی و مبتذل است.

منبع: Chef Natasha

The puree is really cheesy and smooth.

پوره واقعا مبتذل و نرم است.

منبع: Gourmet Base

And tourism campaigns can just be cheesy.

و کمپین‌های گردشگری می‌توانند صرفاً مبتذل باشند.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 Compilation

And is never too " cheesy" to " pie" it forward.

و هرگز بیش از حد " مبتذل" نیست که آن را به جلو ببرد.

منبع: CNN 10 Student English October 2019 Collection

It was a bit of a cheesy mystery.

یک معمای کمی مبتذل بود.

منبع: One Hundred Thousand Whys

With a Loki in a cheesy Niagara hotel.

با یک لوکی در یک هتل نیآگارا مبتذل.

منبع: Lost Girl Season 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید