cherishedness

[ایالات متحده]//ˈtʃerɪʃɪdnəs//
[بریتانیا]//ˈtʃerɪʃɪdnəs//

ترجمه

n. کیفیتی یا حالتی که مورد توجه یا محبت قرار گرفته؛ حالتی که مورد عشق، ارزش‌گذاری یا ارج قرار دارد.

جملات نمونه

the cherishedness of that summer memory still warms my heart.

گرمی خاطره آن تابستان همچنان قلب من را گرم می‌کند.

she felt a deep sense of cherishedness in her grandmother's arms.

او احساس ارزشمندی عمیقی را در آغوش مادربزرگش احساس کرد.

the cherishedness of our friendship has only grown stronger over the decades.

ارزش دوستی ما در طول دهه‌ها فقط قوی‌تر شده است.

he spoke of his hometown with obvious cherishedness and nostalgia.

او با احساس ارزشمندی و دلتنگی از شهرش صحبت کرد.

the cherishedness of old photographs lies in the memories they preserve.

ارزش عکس‌های قدیمی در خاطره‌ای که حفظ می‌کنند نهفته است.

there is a unique cherishedness that comes from sharing childhood secrets.

یک ارزشمندی منحصر به فرد وجود دارد که از به اشتراک گذاشتن رازهای دوران کودکی ناشی می‌شود.

the couple's relationship was built on mutual respect and cherishedness.

رابطه زوج بر اساس احترام متقابل و ارزشمندی بنا شده بود.

she remembered the cherishedness of sunday dinners with her family.

او به یاد داشت ارزشمندی شام‌های یکشنبه با خانواده‌اش.

the cherishedness of that moment was not understood until years later.

ارزش آن لحظه تا سال‌ها بعد درک نشد.

childhood toys carry an undeniable sense of cherishedness for adults.

اسباب‌بازی‌های دوران کودکی برای بزرگسالان یک حس ارزشمندی انکارناپذیر دارند.

the cherishedness of handmade gifts surpasses that of store-bought items.

ارزش هدیه‌های دست‌ساز از هدیه‌های خریداری شده بیشتر است.

he reflected on the cherishedness of simple pleasures in life.

او در مورد ارزشمندی لذت‌های ساده در زندگی تأمل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید