unvaluedness

[ایالات متحده]/ˌʌnˈvæljuːdnəs/
[بریتانیا]/ˌʌnˈvæljuːdnəs/

ترجمه

n. حالت یا کیفیتی که ارزش نداشتن را نشان می‌دهد؛ فقدان قدردانی یا احترام. حالتی که فاقد ارزش یا ارزشی است که به آن نسبت داده شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

feeling unvaluedness

احساس بی‌ارزشی

unvaluedness emerges

بی‌ارزشی ظهور می‌کند

deep unvaluedness

بی‌ارزشی عمیق

unvaluedness spreads

بی‌ارزشی گسترش می‌یابد

sense of unvaluedness

حس بی‌ارزشی

unvaluedness persists

بی‌ارزشی ادامه می‌یابد

overwhelming unvaluedness

بی‌ارزشی طاقت‌فرسا

unvaluedness deepens

بی‌ارزشی تشدید می‌شود

growing unvaluedness

بی‌ارزشی در حال رشد

personal unvaluedness

بی‌ارزشی شخصی

جملات نمونه

she experienced profound unvaluedness after being overlooked for promotion.

او پس از نادیده گرفته شدن برای ارتقا، احساس بی‌ارزشی عمیقی کرد.

many elderly people suffer from a deep sense of unvaluedness in modern society.

بسیاری از افراد مسن در جامعه مدرن از احساس بی‌ارزشی عمیقی رنج می‌برند.

the unvaluedness of his contributions finally became apparent to the entire team.

بی‌ارزشی کمک‌های او سرانجام برای کل تیم آشکار شد.

children raised in neglect often develop lasting feelings of unvaluedness.

کودکانی که در بی‌توجهی بزرگ می‌شوند اغلب احساسات پایدار بی‌ارزشی را توسعه می‌دهند.

the unvaluedness in their marriage led to emotional distance between partners.

بی‌ارزشی در ازدواج آنها منجر به دوری عاطفی بین شرکا شد.

workers in undervalued professions often struggle with unvaluedness throughout their careers.

کارگران در مشاغل کم‌ارزش اغلب در طول دوران حرفه‌ای خود با بی‌ارزشی دست و پنجه نرم می‌کنند.

social media addiction can amplify one's sense of unvaluedness and loneliness.

اعتیاد به رسانه‌های اجتماعی می‌تواند احساس بی‌ارزشی و تنهایی یک فرد را تشدید کند.

the unvaluedness of traditional craftsmanship is being recognized by more people today.

بی‌ارزشی هنر و صنعت سنتی امروزه توسط افراد بیشتری شناخته می‌شود.

over years of neglect, her accumulated unvaluedness turned into quiet resignation.

پس از سال‌ها بی‌توجهی، بی‌ارزشی انباشته‌شده او به تسلیم آرام تبدیل شد.

people experiencing chronic unvaluedness often develop unhealthy coping mechanisms.

افرادی که دچار بی‌ارزشی مزمن هستند اغلب مکانیسم‌های مقابله‌ای ناسالم را توسعه می‌دهند.

the systemic unvaluedness of domestic work remains a critical social issue.

بی‌ارزشی سیستماتیک کار خانگی همچنان یک مسئله اجتماعی حیاتی است.

his persistent unvaluedness eventually drove him to start his own business.

بی‌ارزشی مداوم او سرانجام او را به شروع کسب و کار خود سوق داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید