chickened out
ترسید و عقبنشینی کرد
chickened up
ترسید و خود را نشان داد
chickened away
ترسید و فرار کرد
chickened back
عقبنشینی کرد
chickened down
ترسید و عقبنشینی کرد
chickened in
وارد شد در حالی که میترسید
chickened off
ترسید و فرار کرد
chickened out loud
با صدای بلند ترسید و عقبنشینی کرد
chickened on
ادامه داد در حالی که میترسید
chickened around
دور و بر ترسید
he chickened out of the competition at the last minute.
او در آخرین لحظه از رقابت کنار کشید.
she chickened out when it was time to give the speech.
وقتی زمان سخنرانی رسید، او کنار کشید.
they chickened out of the risky investment.
آنها از سرمایه گذاری پرخطر کنار کشیدند.
he always chickened out of going on roller coasters.
او همیشه از سوار شدن به قطارهای کوستر کنار میکشید.
she chickened out of telling him her feelings.
او از گفتن احساساتش به او کنار کشید.
after much thought, he chickened out of the adventure.
بعد از فکر کردن زیاد، او از ماجراجویی کنار کشید.
they chickened out of the hike due to bad weather.
آنها به دلیل آب و هوای نامناسب از پیادهروی کنار کشیدند.
she chickened out of the dance audition.
او از تست رقص کنار کشید.
he chickened out when asked to jump into the pool.
وقتی از او خواسته شد به داخل استخر بپرد، او کنار کشید.
they chickened out of the challenge after hearing the rules.
بعد از شنیدن قوانین، آنها از چالش کنار کشیدند.
chickened out
ترسید و عقبنشینی کرد
chickened up
ترسید و خود را نشان داد
chickened away
ترسید و فرار کرد
chickened back
عقبنشینی کرد
chickened down
ترسید و عقبنشینی کرد
chickened in
وارد شد در حالی که میترسید
chickened off
ترسید و فرار کرد
chickened out loud
با صدای بلند ترسید و عقبنشینی کرد
chickened on
ادامه داد در حالی که میترسید
chickened around
دور و بر ترسید
he chickened out of the competition at the last minute.
او در آخرین لحظه از رقابت کنار کشید.
she chickened out when it was time to give the speech.
وقتی زمان سخنرانی رسید، او کنار کشید.
they chickened out of the risky investment.
آنها از سرمایه گذاری پرخطر کنار کشیدند.
he always chickened out of going on roller coasters.
او همیشه از سوار شدن به قطارهای کوستر کنار میکشید.
she chickened out of telling him her feelings.
او از گفتن احساساتش به او کنار کشید.
after much thought, he chickened out of the adventure.
بعد از فکر کردن زیاد، او از ماجراجویی کنار کشید.
they chickened out of the hike due to bad weather.
آنها به دلیل آب و هوای نامناسب از پیادهروی کنار کشیدند.
she chickened out of the dance audition.
او از تست رقص کنار کشید.
he chickened out when asked to jump into the pool.
وقتی از او خواسته شد به داخل استخر بپرد، او کنار کشید.
they chickened out of the challenge after hearing the rules.
بعد از شنیدن قوانین، آنها از چالش کنار کشیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید