chide

[ایالات متحده]/tʃaɪd/
[بریتانیا]/tʃaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. سرزنش کردن; توبیخ کردن
vi. توبیخ کردن; سرزنش کردن

جملات نمونه

He chided her for carelessness.

او به خاطر بی‌احتیاطی او توبیخ کرد.

chided the boy for his sloppiness.

او پسر را به خاطر بی‌نظمی‌اش توبیخ کرد.

she chided him for not replying to her letters.

او او را به خاطر پاسخ ندادن به نامه‌هایش توبیخ کرد.

His father chided him for being late.

پدرش او را به خاطر دیر رسیدنش توبیخ کرد.

He gently chides his students every time they misspelled a word.

او هر بار که آنها یک کلمه را غلط می‌نویسند، به آرامی آنها را توبیخ می‌کند.

he chided Dennis for his disinterest in anything that is not his own idea.

او دنیس را به خاطر بی‌علاقه‌گی‌اش به هر چیزی که فکر خودش نیست، توبیخ کرد.

From Alexander the grammarian, to refrain from fault-finding, and not in a reproachful way to chide those who uttered any barbarous or solecistic or strange-sounding expression;

از الکساندر دستور زبان، از خودداری از یافتن نقص و نه به روشی سرزنش آمیز، از آن هایی که هر عبارت وحشیانه یا غلط گویی یا عجیب و غریب بیان می کردند.

نمونه‌های واقعی

" You'd better get on your course, then, " I chided.

"بهتر است زودتر به کلاس خود بروید،" من با لحنی نصیحت‌آمیز گفتم.

منبع: Sea Wolf (Volume 1)

" You are. You are chiding me" .

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

This was a poor message, AdWeek chided, at a time when " hustle culture feels downright toxic."

منبع: New York Times

After I confided, I was derided and chided, my moms and I collided.

بعد از اینکه با او صحبت کردم، مورد تمسخر و سرزنش قرار گرفتم، مادرانم و من برخورد کردیم.

منبع: The Big Bang Theory Season 6

Ah, they chide sceptical journalists, but you haven't considered our organisers.

آه، آنها روزنامه‌نگاران شکاک را سرزنش می‌کنند، اما شما برگزارکنندگان ما را در نظر نگرفته‌اید.

منبع: The Economist (Summary)

" You are not kind, my prince, " Ser Rodrik chided gently.

"شما مهربان نیستید، شاهزاده من،" سر رودریک با ملایمت سرزنش کرد.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

'Faint heart! ' she chided him. 'Draw your sword, Knight, and help us reach our goal! '

'دل ضعیف! ' او با سرزنش گفت. 'شمشیرت را بیرون بیاور، شوالیه، و به ما کمک کن تا به هدفمان برسیم!'

منبع: The Tales of Beedle the Bard by J.K. Rowling

They do but sweetly chide thee, who confounds In singleness the parts that thou shouldst bear.

آنها فقط با لحنی شیرین سرزنش می‌کنند، کسی که در تنهایی اجزایی را که باید تحمل کنی، با هم مخلوط می‌کند.

منبع: The complete original version of the sonnet.

When Mr Harper visited China in 2009, his hosts chided him for waiting almost four years before coming.

وقتی آقای هارپر در سال 2009 از چین بازدید کرد، میزبانانش او را به دلیل صبر کردن تقریباً چهار سال قبل از سفر، سرزنش کردند.

منبع: The Economist - International

The epidemiologist was an early proponent of face masks and chided the Australian government's slow procurement of vaccines.

اپیدمیولوژیست از حامیان اولیه ماسک‌های صورت بود و دولت استرالیا را به دلیل تأمین کند واکسن‌ها سرزنش کرد.

منبع: BBC Listening Collection August 2023

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید