chinked walls
دیوارهای ترکدار
chinked stones
سنگهای ترکدار
chinked roof
سقف ترکدار
chinked bricks
آجرهای ترکدار
chinked logs
تختههای چوبی ترکدار
chinked gaps
شکافهای ترکدار
chinked edges
لبههای ترکدار
chinked seams
درزهای ترکدار
chinked joints
اتصالات ترکدار
chinked surfaces
سطوح ترکدار
the old wall was chinked with stones to provide better insulation.
دیوار قدیمی با سنگ پر شده بود تا عایق بندی بهتری فراهم شود.
he chinked the gaps in the fence to keep the rabbits out.
او شکافهای حصار را پر کرد تا از ورود خرگوشها جلوگیری کند.
the artist chinked the clay to create a more textured surface.
هنرمند سطح خاک رس را برای ایجاد بافتی بیشتر پر کرد.
they chinked the windows to prevent drafts during winter.
آنها شکافهای پنجرهها را برای جلوگیری از جریان هوا در زمستان پر کردند.
after the storm, we chinked the roof to fix the leaks.
بعد از طوفان، ما سقف را برای رفع نشتیها پر کردیم.
the mason chinked the bricks to ensure a strong bond.
معمار شکافهای آجرها را برای اطمینان از پیوند قوی پر کرد.
she chinked the gaps in her pottery before firing it.
او شکافهای گلدان خود را قبل از پختن آن پر کرد.
the builders chinked the logs of the cabin for better stability.
سازندگان کلبه را برای پایداری بیشتر پر کردند.
he carefully chinked the model to enhance its durability.
او با دقت مدل را برای افزایش دوام آن پر کرد.
the restoration team chinked the historical building to preserve its integrity.
تیم بازسازی ساختمان تاریخی را برای حفظ یکپارچگی آن پر کرد.
chinked walls
دیوارهای ترکدار
chinked stones
سنگهای ترکدار
chinked roof
سقف ترکدار
chinked bricks
آجرهای ترکدار
chinked logs
تختههای چوبی ترکدار
chinked gaps
شکافهای ترکدار
chinked edges
لبههای ترکدار
chinked seams
درزهای ترکدار
chinked joints
اتصالات ترکدار
chinked surfaces
سطوح ترکدار
the old wall was chinked with stones to provide better insulation.
دیوار قدیمی با سنگ پر شده بود تا عایق بندی بهتری فراهم شود.
he chinked the gaps in the fence to keep the rabbits out.
او شکافهای حصار را پر کرد تا از ورود خرگوشها جلوگیری کند.
the artist chinked the clay to create a more textured surface.
هنرمند سطح خاک رس را برای ایجاد بافتی بیشتر پر کرد.
they chinked the windows to prevent drafts during winter.
آنها شکافهای پنجرهها را برای جلوگیری از جریان هوا در زمستان پر کردند.
after the storm, we chinked the roof to fix the leaks.
بعد از طوفان، ما سقف را برای رفع نشتیها پر کردیم.
the mason chinked the bricks to ensure a strong bond.
معمار شکافهای آجرها را برای اطمینان از پیوند قوی پر کرد.
she chinked the gaps in her pottery before firing it.
او شکافهای گلدان خود را قبل از پختن آن پر کرد.
the builders chinked the logs of the cabin for better stability.
سازندگان کلبه را برای پایداری بیشتر پر کردند.
he carefully chinked the model to enhance its durability.
او با دقت مدل را برای افزایش دوام آن پر کرد.
the restoration team chinked the historical building to preserve its integrity.
تیم بازسازی ساختمان تاریخی را برای حفظ یکپارچگی آن پر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید