chinked

[ایالات متحده]/tʃɪŋkt/
[بریتانیا]/tʃɪŋkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته‌ی participle از chink
n. ضعف در یک استدلال یا شخصیت؛ صدای جیرجیر؛ اصطلاح توهین‌آمیز برای یک شخص چینی

عبارات و ترکیب‌ها

chinked walls

دیوارهای ترک‌دار

chinked stones

سنگ‌های ترک‌دار

chinked roof

سقف ترک‌دار

chinked bricks

آجر‌های ترک‌دار

chinked logs

تخته‌های چوبی ترک‌دار

chinked gaps

شکاف‌های ترک‌دار

chinked edges

لبه‌های ترک‌دار

chinked seams

درزهای ترک‌دار

chinked joints

اتصالات ترک‌دار

chinked surfaces

سطوح ترک‌دار

جملات نمونه

the old wall was chinked with stones to provide better insulation.

دیوار قدیمی با سنگ پر شده بود تا عایق بندی بهتری فراهم شود.

he chinked the gaps in the fence to keep the rabbits out.

او شکاف‌های حصار را پر کرد تا از ورود خرگوش‌ها جلوگیری کند.

the artist chinked the clay to create a more textured surface.

هنرمند سطح خاک رس را برای ایجاد بافتی بیشتر پر کرد.

they chinked the windows to prevent drafts during winter.

آنها شکاف‌های پنجره‌ها را برای جلوگیری از جریان هوا در زمستان پر کردند.

after the storm, we chinked the roof to fix the leaks.

بعد از طوفان، ما سقف را برای رفع نشتی‌ها پر کردیم.

the mason chinked the bricks to ensure a strong bond.

معمار شکاف‌های آجرها را برای اطمینان از پیوند قوی پر کرد.

she chinked the gaps in her pottery before firing it.

او شکاف‌های گلدان خود را قبل از پختن آن پر کرد.

the builders chinked the logs of the cabin for better stability.

سازندگان کلبه را برای پایداری بیشتر پر کردند.

he carefully chinked the model to enhance its durability.

او با دقت مدل را برای افزایش دوام آن پر کرد.

the restoration team chinked the historical building to preserve its integrity.

تیم بازسازی ساختمان تاریخی را برای حفظ یکپارچگی آن پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید