chinning

[ایالات متحده]/ˈtʃɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtʃɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمرین پول آپ؛ چین آپ

عبارات و ترکیب‌ها

chinning bar

میله بارفیکس

chinning exercise

تمرین بارفیکس

chinning movement

حرکت بارفیکس

chinning technique

تکنیک بارفیکس

chinning challenge

چالش بارفیکس

chinning workout

تمرینات بارفیکس

chinning session

جلسه بارفیکس

chinning strength

قدرت بارفیکس

chinning grip

گرفتن بارفیکس

chinning routine

برنامه بارفیکس

جملات نمونه

he enjoys chinning on the bar every morning.

او از تمرین هر روز صبح روی میله لذت می برد.

chinning is a great way to build upper body strength.

تمرین چینینگ راهی عالی برای افزایش قدرت بالاتنه است.

she has been practicing her chinning technique for months.

او به مدت ماه ها تکنیک چینینگ خود را تمرین کرده است.

chinning can be challenging for beginners.

چینینگ می تواند برای مبتدیان چالش برانگیز باشد.

he set a personal record for chinning last week.

او هفته گذشته رکورد شخصی خود را در چینینگ زد.

chinning helps improve grip strength and endurance.

چینینگ به بهبود قدرت و استقامت دست کمک می کند.

she could do ten chins in a row without stopping.

او می توانست ده بار پشت سر هم بدون توقف چین انجام دهد.

chinning is often included in strength training routines.

چینینگ اغلب در برنامه های تمرینات قدرتی گنجانده می شود.

he learned the importance of chinning early in his fitness journey.

او اهمیت چینینگ را در ابتدای سفر تناسب اندام خود آموخت.

chinning can be done with different grips for variety.

می توان چینینگ را با گرفتن های مختلف برای تنوع انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید