chivy along
حرکت کردن به آرامی
chivy up
بالا رفتن به آرامی
chivy on
ادامه دادن به آرامی
chivy them
آنها را به آرامی
chivy her
او را به آرامی
chivy forward
به جلو حرکت کردن
chivy away
دور رفتن به آرامی
chivy back
عقب رفتن به آرامی
chivy them along
آنها را به آرامی همراه کردن
chivy it up
آن را به آرامی بالا بردن
don't chivy me about my deadlines.
لطفاً در مورد مهلتهای من به من فشار نیاورید.
she always tries to chivy him into working harder.
او همیشه سعی میکند او را وادار کند که بیشتر تلاش کند.
stop chivying me; i will finish it in my own time.
چیز نکنید؛ من در زمان خودم آن را تمام خواهم کرد.
chivy your brother to finish his homework.
برادرتان را وادار کنید تا تکالیفش را تمام کند.
chivy along
حرکت کردن به آرامی
chivy up
بالا رفتن به آرامی
chivy on
ادامه دادن به آرامی
chivy them
آنها را به آرامی
chivy her
او را به آرامی
chivy forward
به جلو حرکت کردن
chivy away
دور رفتن به آرامی
chivy back
عقب رفتن به آرامی
chivy them along
آنها را به آرامی همراه کردن
chivy it up
آن را به آرامی بالا بردن
don't chivy me about my deadlines.
لطفاً در مورد مهلتهای من به من فشار نیاورید.
she always tries to chivy him into working harder.
او همیشه سعی میکند او را وادار کند که بیشتر تلاش کند.
stop chivying me; i will finish it in my own time.
چیز نکنید؛ من در زمان خودم آن را تمام خواهم کرد.
chivy your brother to finish his homework.
برادرتان را وادار کنید تا تکالیفش را تمام کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید