chonk cat
چونک کت
chonking out
چونک کردن
chonk alert
هشدار چونک
chonkier than
چونکتر از
chonked hard
چونکزدن سخت
chonk life
زندگی چونک
chonk mode
حالت چونک
chonk vibes
ویبهای چونک
chonking around
چونکزدن در اطراف
chonk buddy
دوست چونک
my cat is incredibly chonk and loves to nap.
گربهام خیلی چونک است و دوست دارد خوابیده باشد.
look at that chonk of a dog! he's adorable.
نگاه کن به اون چونک سگ! وی دوست داره.
he's a chonk with a heart of gold, always friendly.
او یک چونک با قلبی از طلا است، همیشه دوست داشتنی.
the chonk cat demanded more food from its owner.
گربه چونک از صاحب خود غذای بیشتری خواست.
she's a chonk bunny, happily munching on carrots.
او یک چونک خرگوش است، خوشحالانه سیبزمینیها را میخورد.
he's a chonk hamster, rolling around in his bedding.
او یک چونک گرگخور است، در پشت خوابش میچرخد.
that's one chonk pigeon, strutting around the park.
این یک چونک پرندۀ گوزن است، در پارک به چرخیدن میپردازد.
the chonk ferret waddled across the floor.
فراگر چونک از روی زمین به سوی جلو حرکت کرد.
he's a chonk iguana, basking in the sunlight.
او یک چونک ایگوانا است، در نور خورشید استراحت میکند.
she described her pet as a lovable chonk.
او پرستار خود را یک چونک دوستداشتنی توصیف کرد.
the chonk corgi waddled with a happy tail wag.
کورگی چونک با دم خوشحال حرکت کرد.
chonk cat
چونک کت
chonking out
چونک کردن
chonk alert
هشدار چونک
chonkier than
چونکتر از
chonked hard
چونکزدن سخت
chonk life
زندگی چونک
chonk mode
حالت چونک
chonk vibes
ویبهای چونک
chonking around
چونکزدن در اطراف
chonk buddy
دوست چونک
my cat is incredibly chonk and loves to nap.
گربهام خیلی چونک است و دوست دارد خوابیده باشد.
look at that chonk of a dog! he's adorable.
نگاه کن به اون چونک سگ! وی دوست داره.
he's a chonk with a heart of gold, always friendly.
او یک چونک با قلبی از طلا است، همیشه دوست داشتنی.
the chonk cat demanded more food from its owner.
گربه چونک از صاحب خود غذای بیشتری خواست.
she's a chonk bunny, happily munching on carrots.
او یک چونک خرگوش است، خوشحالانه سیبزمینیها را میخورد.
he's a chonk hamster, rolling around in his bedding.
او یک چونک گرگخور است، در پشت خوابش میچرخد.
that's one chonk pigeon, strutting around the park.
این یک چونک پرندۀ گوزن است، در پارک به چرخیدن میپردازد.
the chonk ferret waddled across the floor.
فراگر چونک از روی زمین به سوی جلو حرکت کرد.
he's a chonk iguana, basking in the sunlight.
او یک چونک ایگوانا است، در نور خورشید استراحت میکند.
she described her pet as a lovable chonk.
او پرستار خود را یک چونک دوستداشتنی توصیف کرد.
the chonk corgi waddled with a happy tail wag.
کورگی چونک با دم خوشحال حرکت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید