chonk

[ایالات متحده]/[tʃɒŋk]/
[بریتانیا]/[tʃɒŋk]/

ترجمه

n. یک حیوان بزرگ و چرب، به ویژه یک گربه؛ یک صدایی شبیه به ضربه‌ای نرم و خاموش.
adj. بزرگ و چرب.

عبارات و ترکیب‌ها

chonk cat

چونک کت

chonking out

چونک کردن

chonk alert

هشدار چونک

chonkier than

چونک‌تر از

chonked hard

چونک‌زدن سخت

chonk life

زندگی چونک

chonk mode

حالت چونک

chonk vibes

ویب‌های چونک

chonking around

چونک‌زدن در اطراف

chonk buddy

دوست چونک

جملات نمونه

my cat is incredibly chonk and loves to nap.

گربه‌ام خیلی چونک است و دوست دارد خوابیده باشد.

look at that chonk of a dog! he's adorable.

نگاه کن به اون چونک سگ! وی دوست داره.

he's a chonk with a heart of gold, always friendly.

او یک چونک با قلبی از طلا است، همیشه دوست داشتنی.

the chonk cat demanded more food from its owner.

گربه چونک از صاحب خود غذای بیشتری خواست.

she's a chonk bunny, happily munching on carrots.

او یک چونک خرگوش است، خوشحالانه سیب‌زمینی‌ها را می‌خورد.

he's a chonk hamster, rolling around in his bedding.

او یک چونک گرگ‌خور است، در پشت خوابش می‌چرخد.

that's one chonk pigeon, strutting around the park.

این یک چونک پرندۀ گوزن است، در پارک به چرخیدن می‌پردازد.

the chonk ferret waddled across the floor.

فراگر چونک از روی زمین به سوی جلو حرکت کرد.

he's a chonk iguana, basking in the sunlight.

او یک چونک ایگوانا است، در نور خورشید استراحت می‌کند.

she described her pet as a lovable chonk.

او پرستار خود را یک چونک دوست‌داشتنی توصیف کرد.

the chonk corgi waddled with a happy tail wag.

کورگی چونک با دم خوشحال حرکت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید