churching

[ایالات متحده]/ˈtʃɜːtʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtʃɜrʧɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مراسم شکرگزاری برای زایمان ایمن; مراسم شکرگزاری برای تولد ایمن

عبارات و ترکیب‌ها

churching service

خدمات پس از زایمان

churching ceremony

آیین پس از زایمان

churching mother

مادر پس از زایمان

churching blessing

برکت پس از زایمان

churching ritual

آیین‌نما پس از زایمان

churching tradition

رسوم پس از زایمان

churching prayer

نماز پس از زایمان

churching event

مراسم پس از زایمان

churching practice

عمل پس از زایمان

churching community

جامعه پس از زایمان

جملات نمونه

churching is a traditional practice for new mothers.

تعمید نوزاد یک سنت رایج برای مادران جدید است.

the churching ceremony was held after the baby's baptism.

مراسم تعمید نوزاد پس از غسل تعمید نوزاد برگزار شد.

she felt a sense of community during the churching service.

او در طول مراسم تعمید نوزاد، احساس تعلق به جامعه کرد.

many families participate in churching after childbirth.

خانواده‌های زیادی پس از زایمان در مراسم تعمید نوزاد شرکت می‌کنند.

churching symbolizes the mother's return to the community.

تعمید نوزاد نماد بازگشت مادر به جامعه است.

the churching tradition varies across different cultures.

سنت تعمید نوزاد در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است.

after her churching, she felt renewed and empowered.

پس از تعمید نوزاد، او احساس تازگی و توانمندی کرد.

churching often involves prayers and blessings for the mother.

تعمید نوزاد اغلب شامل دعا و برکت برای مادر می‌شود.

she wore a special dress for her churching ceremony.

او لباس خاصی برای مراسم تعمید نوزاد خود پوشید.

churching is often celebrated with family and friends.

تعمید نوزاد اغلب با خانواده و دوستان جشن گرفته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید