chutzpa attitude
حرف حساب
chutzpa move
حرکتی حسابگرانه
chutzpa behavior
رفتار جسورانه
chutzpa moment
لحظهای جسورانه
chutzpa display
نشان دادن جسارت
chutzpa claim
ادعای جسورانه
chutzpa remark
توضیحی جسورانه
chutzpa statement
بیانیهای جسورانه
chutzpa approach
روشی جسورانه
chutzpa response
پاسخی جسورانه
she had the chutzpa to ask for a raise on her first day.
او جسارت این را داشت که در اولین روز کاری خود درخواست افزایش حقوق کند.
his chutzpa impressed everyone at the meeting.
جسارت او همه را در جلسه تحت تاثیر قرار داد.
it takes a lot of chutzpa to challenge the status quo.
برای به چالش کشیدن وضعیت موجود به مقدار زیادی جسارت نیاز است.
with chutzpa, she launched her own business against all odds.
با جسارت، او علیرغم تمام مشکلات کسبوکار خود را راهاندازی کرد.
he showed chutzpa by speaking out against injustice.
او با صحبت کردن علیه بیعدالتی، جسارت خود را نشان داد.
they had the chutzpa to confront the boss about the issues.
آنها جسارت این را داشتند که با رئیس در مورد مسائل صحبت کنند.
her chutzpa in negotiations earned her respect.
جسارت او در مذاکرات باعث شد که مورد احترام قرار گیرد.
to succeed in this industry, you need chutzpa.
برای موفقیت در این صنعت، به جسارت نیاز دارید.
his chutzpa was evident when he made bold claims.
وقتی ادعاهای جسورانه ای مطرح کرد، جسارت او آشکار بود.
she approached the challenge with chutzpa and creativity.
او با جسارت و خلاقیت با این چالش روبرو شد.
chutzpa attitude
حرف حساب
chutzpa move
حرکتی حسابگرانه
chutzpa behavior
رفتار جسورانه
chutzpa moment
لحظهای جسورانه
chutzpa display
نشان دادن جسارت
chutzpa claim
ادعای جسورانه
chutzpa remark
توضیحی جسورانه
chutzpa statement
بیانیهای جسورانه
chutzpa approach
روشی جسورانه
chutzpa response
پاسخی جسورانه
she had the chutzpa to ask for a raise on her first day.
او جسارت این را داشت که در اولین روز کاری خود درخواست افزایش حقوق کند.
his chutzpa impressed everyone at the meeting.
جسارت او همه را در جلسه تحت تاثیر قرار داد.
it takes a lot of chutzpa to challenge the status quo.
برای به چالش کشیدن وضعیت موجود به مقدار زیادی جسارت نیاز است.
with chutzpa, she launched her own business against all odds.
با جسارت، او علیرغم تمام مشکلات کسبوکار خود را راهاندازی کرد.
he showed chutzpa by speaking out against injustice.
او با صحبت کردن علیه بیعدالتی، جسارت خود را نشان داد.
they had the chutzpa to confront the boss about the issues.
آنها جسارت این را داشتند که با رئیس در مورد مسائل صحبت کنند.
her chutzpa in negotiations earned her respect.
جسارت او در مذاکرات باعث شد که مورد احترام قرار گیرد.
to succeed in this industry, you need chutzpa.
برای موفقیت در این صنعت، به جسارت نیاز دارید.
his chutzpa was evident when he made bold claims.
وقتی ادعاهای جسورانه ای مطرح کرد، جسارت او آشکار بود.
she approached the challenge with chutzpa and creativity.
او با جسارت و خلاقیت با این چالش روبرو شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید