cinctured

[ایالات متحده]/ˈsɪŋktʃəd/
[بریتانیا]/ˈsɪŋktʃərd/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته participle از cincture

عبارات و ترکیب‌ها

cinctured waist

کمر با حلقه

cinctured garment

لباس با حلقه

cinctured figure

تصویر با حلقه

cinctured dress

لباس با حلقه

cinctured style

سبک با حلقه

cinctured silhouette

سیلوئت با حلقه

cinctured look

ظاهر با حلقه

cinctured form

فرم با حلقه

cinctured attire

لباس با حلقه

cinctured model

مدل با حلقه

جملات نمونه

the warrior was cinctured with a leather belt.

جنگجو با یک کمربند چرمی عنق شد.

she wore a gown cinctured at the waist.

او یک لباس پوشید که در کمرش عنق بود.

the tree was cinctured with colorful ribbons for the festival.

درخت با روبان‌های رنگارنگ برای جشنواره عنق شد.

he cinctured his robes before entering the ceremony.

او ردای خود را قبل از ورود به مراسم عنق کرد.

the dancer was cinctured with flowers for the performance.

رقاص با گل‌ها برای اجرا عنق شد.

her waist was cinctured with a delicate chain.

کمرش با یک زنجیر ظریف عنق شده بود.

the statue was cinctured with a garland of leaves.

مجسمه با یک گلدان برگ عنق شد.

the soldier's uniform was cinctured tightly for a neat appearance.

لباس سرباز به طور محکم عنق شد تا ظاهری مرتب داشته باشد.

she cinctured her hair with a bright ribbon.

او موهایش را با یک روبان روشن عنق کرد.

the garden was cinctured with a fence to protect the plants.

باغ با یک حصار برای محافظت از گیاهان عنق شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید