clarion

[ایالات متحده]/'klærɪən/
[بریتانیا]/'klærɪən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای واضح و تیز، به ویژه صدای یک ترومپت
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریclarioning
شکل سوم شخص مفردclarions
زمان گذشتهclarioned
قسمت سوم فعلclarioned
جمعclarions

عبارات و ترکیب‌ها

clarion call

فریاد رسا

clarion tone

لحن رسا

جملات نمونه

a clarion call to resistance.

فریاد رسا برای مقاومت

he issued a clarion call to young people to join the Party.

او یک فراخوان رسا به جوانان برای پیوستن به حزب داد.

The clarion call for social justice resonated with the crowd.

فریاد رسا برای عدالت اجتماعی با جمعیتی که در آن حضور داشتند، همخوانی داشت.

The clarion trumpet signaled the start of the ceremony.

ترومپت رسا آغاز مراسم را نشان داد.

She delivered a clarion speech that inspired everyone in the audience.

او یک سخنرانی رسا ارائه داد که الهام بخش همه حاضران شد.

The clarion warning urged people to evacuate the area immediately.

هشدار رسا از مردم خواست که فوراً منطقه را تخلیه کنند.

His clarion voice could be heard from across the room.

صدای رسا او را می توان از سراسر اتاق شنید.

The clarion declaration set the tone for the negotiations.

اعلامیه رسا لحن مذاکرات را تعیین کرد.

The clarion message was broadcasted to the entire city.

پیام رسا به کل شهر پخش شد.

The clarion call to action inspired many to join the cause.

فریاد رسا برای اقدام، الهام بخش بسیاری برای پیوستن به این هدف شد.

The clarion sound of the bell signaled the end of the school day.

صدای رسا ناقوس نشان دهنده پایان روز مدرسه بود.

The clarion demand for change could not be ignored.

تقاضای رسا برای تغییر قابل نادیده گیری نبود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید